نقش زن و مرد پیامدهای جابه جایی

نقش زن و مرد پیامدهای جابه جایی



جابه جایی نقش زن و مرد یکی از عوامل تشدید اختلاف های خانوادگی و طلاق های عاطفی است که گاهی به جدایی و طلاق می انجامد.
    در نظام طبیعت زن محور عطوفت و مهربانی در زندگی است و مرد نقش حمایتگر، سرپناه قدرتمند و نان آور را برعهده دارد؛ در واقع طرح تکوین خلقت عاری از هرگونه جهت گیری بر این نقش ها پایه گذاری شده است.
    زندگی صنعتی کنونی تغییرات بسیاری را به زندگی افراد جامعه تحمیل کرده که یکی از شایع ترین آنها جابه جایی نقش زن و مرد است.
    زندگی صنعتی شرایط خاصی را دنبال می کند، مردم در جوامع صنعتی باید در جامعه حضور فیزیکی داشته باشند. گستره زندگی صنعتی مسائل اقتصادی را در زندگی بشر پررنگ تر کرده و از آنجایی که هزینه این گونه زندگی ها بالارفته زن فارغ از نقش های زنانه همچون مادری وارد بدنه اقتصادی جامعه شده و نقشی مردانه را برعهده می گیرد و در کنار مردان که از گذشته فعال اقتصادی بودند مشغول فعالیت می شود.
    شرایط زندگی بدین گونه است که دختر و پسرها باید درس بخوانند، پس از پایان تحصیل پسرها به خدمت سربازی می روند و دخترها وارد بدنه جامعه شده در بازار کار دو سال تجربه کسب می کنند و از پسرها جلوتر می افتند. به طوری که براساس آمار مشاهده می شود در مقابل هر شش زن یک مرد در ادارات مشغول به کار هستند.
    بنابراین دخترانی که باید نقش حمایتگر خانواده را برعهده داشته باشند در حال حاضر نقش حمایتگر اقتصادی را ایفا می کنند. گروه زیادی از این افراد هنگامی که با تغییر نقش وارد زندگی زناشویی می شوند دچار درگیری و مشاجرات خانوادگی شده و به دنبال آن با معضل طلاق عاطفی درگیر خواهند شد.
    متاسفانه یکی دیگر از پیامدهای ورود زندگی صنعتی در زندگی شخصی همزیستی مسالمت آمیز است که زن و مرد فقط در کنار هم زندگی می کنند اما بر این باورند که هیچ یک بر امورات دیگری دخالت نکند.
    تاثیر ناگوار این ناهنجاری روی تربیت فرزندان بسیار بیشتر از طلاق است. در این شیوه زندگی بچه ها به سمت کانون قدرت جذب می شوند و کانون قدرت در زندگی اقتصاد است، پس به طور ناخودآگاه نقش پدر در جامعه از دست می رود و انواع و اقسام آسیب های اجتماعی برای فرزندان خانواده پیش می آید.
    آمار مردانی که به نوعی از زندگی فرار می کنند و حتی از زندگی زده شده به سمت اعتیاد می روند و زنان خسته از بار زندگی یا به دنبال طلاق می روند یا به خاطر بچه ها باطلاق عاطفی زندگی را ادامه می دهند بالارفته است.
    اما راهکار چیست؟ مانند بسیاری از مسائل اجتماعی راهکار این پدیده هم از خانواده آغاز می شود. نخستین و بزرگترین مسئولیت خانواده، فرزند پروری مناسب است.
    خانواده باید مجموعه ای از رفتارهای استاندارد را به بچه هایشان آموزش دهند. برای مثال با موجی از دختران روبه رو هستیم که ازدواج را نمی پذیرند زیرا در خانواده به آنها گفته می شود اگر درس هم بخوانی باید بچه داری کنی. این شیوه رفتاری دافعه ای ایجاد می کند که دختر نقش خود را نمی پذیرد. پس رفتار پدر و مادر باید بسیار حساب شده باشد. متاسفانه بسیاری از آموزش ها اشتباه اتفاق می افتد، آینده نگری شغلی و اجتماعی برای فرزندان بخصوص در خانواده های تک فرزندی باعث شد مثلاً دختر به دنبال رشته مهندسی معدن برود و پسر....
    در این بحث به دنبال باید یا نباید نیستیم، اما پسری که نمی آموزد باید کار کند تا برای رفاه خانواده اش هزینه کند در آینده این نقش را به سختی می پذیرد و آن را وظیفه همسرش نیز می داند.
    بنابراین حاکمیت و رسانه ها باید فضاسازی کنند و به صورت فنی تر و جدی تر بحث آموزش را در دستور کار خود قرار دهند. 
    
     روزنامه ایران، شماره 5545 به تاریخ 7/10/92، صفحه 15 (ایران شوک)

/ 0 نظر / 27 بازدید