متدولوژی زندگی برتر

کویر سرنوشت دریایی است که به آفتاب دل بست...

صحبت از 750 هزار کودک از 8 میلیون کودک زیر 7 سالی است که هر روز میانگین 10 ساعت در اتاق های چند متری در کنار او زندگی می‌کنند. مربی است ولی بچه‌ها او را مامان هم خطاب می‌کنند. او به جای مادر آموزش می‌دهد، تربیت می‌کند، غذا می‌دهد و چه بسا تصمیم می‌گیرد؛ پس نقش او کمتر از مادر نیست.  باید حواسش جمع باشد چون کودکان دور و برش از او الگو می‌گیرند و سرلوحه کارخود قرار می‌دهند. همین کافی است تا مسئولیت او چندین برابر شود.



با فرض اینکه شاغل هستید و تصمیم دارید کودکتان را در مهد ثبت‌نام کنید. وارد که می‌شوید، ابتدا استقبال گرمی از شما می‌شود. دعوت می‌شوید تا گشتی در مهد بزنید. در هنگام گشت مدیر آنجا از غذایش، از کلاس‌های فوق برنامه و جشن و... برای شما می‌گوید تا قانع شوید. این تنها بخشی از ظاهر داستان است اما با این همه تعریف و توصیف مدیر، نمی‌توانید تخصص و مهارت مربی آنجا را که قرار است به جای شما برای کودکتان نقش بازی کند محک بزنید.
 کمی عقب‌تر برگردیم، کمتر از
 5 دهه پیش بود که کودکان را افرادی مثل دایه یا «للـه» نگهداری می‌کردند، با گذشت زمان و افزایش تعداد کودکان و همچنین افزایش مشغله‌های والدین، مهد کودک‌ها تأسیس شدند و تعداد آنها هر روز افزایش یافت.
شاید در آن زمان تعریفی که از مهد شده بود به این شکل و شمایل امروزی نبود و گذشت زمان موجب ایجاد تغییرات در فضا‌ی مهدها شد. اگرچه مهد می‌تواند جای امنی برای نگهداری کودکان باشد اما نباید از مشکلات آن غافل شد. از طرفی مشکلات تنها در رفتار مربی خلاصه نمی‌شود.
 مثلاً والدینی که به ناچار کودکان خود را به مهد می‌سپارند همواره از شهریه بالا از یک طرف و غذای بی‌کیفیت از طرف دیگر در برخی از مهدها گلایه دارند. علاوه بر شهریه، هزینه‌های پنهانی هم که چند وقتی است به‌صورت عرف درآمده خانواده‌ها را نقره داغ می‌کند.
 تأثیرات مهد کودک
 درباره فلسفه ایجاد مهد و تأثیر‌گذاری آن در تربیت کودکان نظرات مثبت و منفی زیادی وجود دارد. برخی از کارشناسان فضای مهد را برای رشد کودک مؤثر می‌دانند و برخی معتقدند که کودک باید در کنار والدین بزرگ شود. اما تکلیف
آموزش های پیش از دبستان که ضرورت دارد کودکان آن را بیاموزند چه می‌شود؟ این آموزش ها را باید به چه کسی سپرد؟ به هر حال کودکان نیاز دارند خارج از محدوده خانه با محیط خارج نیز ارتباط برقرار کرده و خود را برای ورود به مدرسه آماده کنند.
دکتر مصطفی فروتن روانشناس و محقق علوم رفتاری درپاسخ به این سؤال می‌گوید: از گذشته تاکنون شبهاتی درباره مهد‌ها وجود داشته و دارد و آن اینکه گروهی بر بی‌فایده بودن مهد پافشاری می‌کنند وگروهی یادگیری‌های کودک در مهد را باور ندارند.
به گفته او باید برای رفع این دوگانگی، موضوع شکافته شود چراکه در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که خیلی از فاکتورها نسبت به گذشته عوض شده است. به هر حال مهد کودک نیاز امروز جامعه ماست که باید با مهارت های مکمل و خاص وضعیت آموزشی آن را ارتقا داد. اگر بخواهیم همانند گذشته فکر کنیم باید خیلی از عوامل امروزی حذف شود ولی باید پذیرفت که این اتفاقات اجتماعی است که موجب ایجاد نیاز می‌شود. او ادامه می‌دهد: خیلی از والدین که در مقام معترض قراردارند براین باور هستند که در گذشته نیازی برای مهد احساس نمی‌شد ولی باید گفت که در گذشته ارتباطی که بین والدین و کودک وجود داشت موجب تعامل بین خانواده می‌شد اما امروز اینگونه نیست. امروز به خاطر ارتباطات، سطح آگاهی و دانش اجتماعی همه افراد بالا رفته است ما به روزهایی خواهیم رسید که بچه‌ها مطالبات بیشتری می‌کنند. پس نیاز است که ابزار مکمل آموزشی داشته باشیم. فروتن براین باور است که در شرایط کنونی با توجه به گسترده شدن ارتباطات اجتماعی نیاز داریم آموزش‌ها را کمی زودتر و قبل از اینکه دیر شود، شروع کنیم.
به گفته او، برای آشنایی و آموزش مهارت های تخصصی وجود فضاهایی مثل مهد لازم است چون به‌عنوان پایگاه آموزشی تلقی می‌شود. با اینکه خیلی از والدین تحصیلکرده هستند ولی تخصص آنها کافی نیست و نیاز کودک را برطرف نمی‌سازد. این در حالی است که کارکرد مهد‌های کودک نوعی تعامل غیر فامیلی است یعنی مکانی است که در آن به ازای گریه کودک پاداش نمی‌دهند.
از این روانشناس درباره ابزارهای مهم و کلیدی در مهدها پرسیدم و او توجه به دو نکته را حائز اهمیت دانست: نخست بحث سخت افزاری یعنی هر آنچه قابل دیدن است مثل فضای فیزیکی، تغذیه و غیره که استانداردهای مختص به خود را می‌طلبد. دوم بحث نرم‌افزاری مثل مهارت هایی که مربیان و مدیران باید داشته باشند.
فروتن با تأکید بر اینکه وقتی خطری به عنوان عامل تهدید‌کننده مطرح می‌شود نوک پیکان به سمت نرم‌افزارها نشانه می‌رود یادآور می‌شود: این یعنی که مهارت هایی باید در آموزش مربیان دیده می‌شد اما دیده نشده است. پس مربی مهد مهم‌ترین و کلیدی‌ترین عامل در کیفیت یک مهد است. او ادامه می‌دهد که مربی می‌تواند هم جایگزین مادر شود و هم اینکه به‌عنوان نخستین مربی رسمی کودک معرفی شود. در واقع مربی به‌عنوان کسی تعریف شده که نقش کلیدی و ماندگار برای کودک دارد. در برخی از مواقع به افرادی برمی‌خوریم که در کودکی اتفاقاتی برای او افتاده که وقتی بررسی می‌کنیم می‌بینیم که منشأ آن به دوران مهد او برمی‌گردد. از این رو مربیان پیش دبستانی و
مهد کودک نقش بسزایی دارند.
او با ابراز تأسف از اینکه نگاه تخصصی به مهد‌ها نمی‌شود می‌گوید: متأسفانه کارکرد مهد‌ها به‌گونه‌ای ارزیابی می‌شود که به به‌عنوان یک ضرورت تلقی نمی‌شود. یعنی در واقع چک لیستی برای آموزش آنها وجود ندارد. او در بین صحبت های خود به این نکته نیز اشاره می‌کند که با یک
پیش فرض، 2 سالگی سن مناسبی برای ورود کودک به مهد است.
 پرونده سلامت روانی و اجتماعی
مربیان مهدها پرونده سلامت روانی و اجتماعی می‌گیرند. خبری که چندی پیش سازمان بهزیستی اعلام کرد. قرار است این طرح که در مرحله تدوین و تکمیل نهایی است از سال آینده در کشور به مرحله اجرا درآید. با اجرای این طرح مربیان مهد‌ها علاوه بر اخذ گواهینامه سلامت باید پرونده سلامت روانی و اجتماعی نیز تشکیل دهند. سؤالات متعددی درباره این طرح مطرح می‌شود. آیا با اجرای این طرح همه 50هزارمربی سنجش روانی می‌شوند؟ آیا خطا‌های انسانی در مهد‌ها که گاهی حوادث ناگواری به دنبال دارد به صفر یا حداقل می‌رسد؟ آیا...تجربه نشان داده است که موفقیت طرح‌ها مستلزم یک برنامه‌ریزی مدون و کارشناسی شده است. علاوه بر آن اعتبار کافی می‌خواهد که در صورت محقق نشدن آن به گل می‌نشیند و تنها طرح می‌ماند که روی کاغذ به اجرا درآمده و هیچ بازتابی ندارد.
دکتر فروتن به اجرای اینگونه طرح‌ها خوشبین نبوده و آن را اینگونه تحلیل می‌کند: به نظر می‌رسد ما در طرح سنجش سلامت مربیان موفق نخواهیم بود چون باید بسترها و زیرساخت‌های آن فراهم باشد تا این طرح محقق شود. به هرحال هر تغییری مستلزم هزینه است پس این تغییر پرهزینه براحتی اتفاق نمی‌افتد و شاید قربانیان زیادی هم بدهد. اینکه چه چیزی قرار است سنجیده شود خود یک طرح است. باید دید آیا ابزارهای آزمونگر استاندارد برای آن تعریف شده است؟ اگر کسی این مهارت را نداشت بازگرداندن آنها وجود دارد یا نه؟ یا اینکه باید از این چرخه حذف شوند.
البته او براین باور است که اگر برای این طرح ابزار، محتوا و پذیرش تبعات سنجش تعریف شده باشد کارایی دارد در غیر این صورت با شکست روبه‌رو می‌شود. او ادامه می‌دهد: در حال حاضر برای استخدام مربیان و ارزیابی آنها سرفصلی وجود ندارد و در واقع به همان مدارک ابتدایی بسنده می‌شود. امروزه چیزی که در برخی از مهد‌ها و حتی مربیان وجود ندارد تعهد است. البته از زبان مربیان دغدغه‌هایی مطرح می‌شود که علت این بی‌ تعهدی آنها را توجیه می‌کند. به گفته او، در شرایط کلی فقط مربی اولویت ندارد بلکه شرایط به گونه ترکیبی است یعنی هر کدام مکمل دیگری است.
 آموزش ملاک است نه شناسایی بیماری
دکتر حبیب‌الله فرید معاون اجتماعی سازمان بهزیستی امیدوار است طرح تشکیل پرونده سلامت روانی و اجتماعی مربیان مهد با موفقیت از سال آینده اجرا ‌شود. او هدف از اجرای این طرح را تنها شناسایی مربیان بیمار نمی‌داند بلکه ارتقای سطح آموزش و مهارت های زندگی مربیان را از جمله انگیزه‌های اصلی اجرای این طرح ذکر می‌کند.  او می‌گوید: به اعتقاد ما، افرادی که در مهد‌ها مشغول به کار می‌شوند باید از توانایی لازم برخوردار باشند چراکه هر کار توانایی و شاخص‌های خاص خود را می‌طلبد. به گفته فرید: براساس این طرح افرادی که توانایی و تجربه کافی برای کار در مهد را ندارند شناسایی و از چرخه آن خارج می‌شوند.
او تصریح می‌کند: همیشه خشونت به معنای بیماری روانی نیست بلکه کنترل و مدیریت نکردن هیجانات روانی است. به اعتقاد او شاید بسیاری از افراد توانایی مهارت‌های زندگی را آموزش ندیده باشند و نتوانند بر خشم خود مسلط شوند اما بسیاری از رفتارهای نادرست به دلیل بلد نبودن است نه بیماری. او در ادامه به طرح پروند سلامت مربیان اشاره می‌کند و می‌گوید: چک لیست‌های مرحله اول این طرح طراحی شده است که به ‌صورت آزمایشی در چند کلانشهر و شهرهای کمتر برخوردار که از شرایط فرهنگی متفاوت هستند اجرا می‌شود.
او درباره اینکه طرح در کدام یک از شهرها اجرا می‌شود اظهار بی‌اطلاعی کرده ولی تأکید می‌کند که شهرهای متفاوتی مد نظر قرار می‌گیرد.
معاون اجتماعی بهزیستی، رویکرد این سازمان را در خصوص اجرای این طرح، ارتقایی و پیشگیرانه عنوان می‌کند و می‌گوید: به نظر می‌رسد باید بیشتر بر آموزش و مهارت‌های مربیان سرمایه‌گذاری شود.
 در حال حاضر بیش از 140 هزار نفر در 17 هزار مهد فعالیت می‌کنند که بیش از 50 هزار نفر آنها مربی هستند اجرای هر گونه طرحی با این حجم، مستلزم تخصیص اعتبار خواهد بود. بهزیستی چه اعتباری برای این طرح و توسعه آن پیش‌بینی کرده است و آیا قادر به تأمین آن خواهد بود یا به دلیل تأمین نشدن منابع مالی آن طرح در مراحل ابتدایی متوقف خواهد شد؟ فرید در این باره پاسخ می‌دهد که بخشی از طرح که شامل تدوین و تولید محتوا است از طریق خود سازمان انجام می‌شود. اما برای توسعه آن نیاز به هزینه است که هنوز میزان آن برآورد نشده است. اگر هزینه آن زیاد باشد و بهزیستی نتواند تأمین کند با نگاه هدفمند کردن یارانه‌ها تأمین می‌شود در غیر این صورت از خود مهد‌ها کمک گرفته می‌شود. البته کمک به معنای این نیست که زمینه برای سوء‌استفاده برخی از مهد‌ها فراهم شود بلکه براساس یک دستورالعمل تعریف شده انجام می‌شود.

http://iran-newspaper.com/?nid=5821&pid=16&type=0

نوشته شده در شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۳ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

تحلیل شوک
مصطفی فروتن
پژوهشگر و روانشناس علوم رفتاری

پدیده طلاق دستاورد زندگی صنعتی است و متأسفانه با صنعتی شدن بیشتر جوامع آمار طلاق هم افزایش می‌یابد.معمولاً طلاق به دلایل مختلف روی می‌دهد و به دنبال آن آسیب‌های ناشی از طلاق نیز متفاوت خواهد بود.گاهی زن و مرد هر دو برای جدایی توافق دارند، گاهی یکی از طرفین متقاضی طلاق است، گاهی هیچ کدام از زوجین راضی به جدایی نیستند اما فشار اطرافیان باعث طلاق می‌شود. در هر صورت طلاق به عنوان امری اجتناب‌ناپذیر برای عده‌ای اتفاق می‌افتد و آسیب‌های فراوانی را به دنبال خواهد داشت که نوع نگاه متفاوت با توجه به دلیل طلاق را می‌طلبد. برای مثال پس از طلاق عده‌ای دچار انزوا  و گروهی دچار افسردگی می‌شوند. گاهی نیز تنش‌هایی که ایجاد شده است فرد را به سمت اعتیاد، خودکشی، دگرکشی و حتی اسیدپاشی سوق می‌دهد اما در یک آسیب‌شناسی کلی باید گفت: به هر دلیل طلاق روی داده است و کسی که از همسرش جدا شده، باید بداند در مواجهه و رویارویی با این معضل، پذیرش نخستین گام است و او نباید این آسیب را به یک آسیب شدیدتر تبدیل کند. او باید بداند که شکست به معنی پایان زندگی نیست و می‌تواند پلی باشد برای زندگی بهتر و دستیابی به موفقیتی که آرزویش را داشت. کسی که از همسرش جدا می‌شود باید به مشاوران مجرب مراجعه کند تا بتواند با این اتفاق کنار بیاید و برای آینده‌اش برنامه‌ریزی مطلوبی داشته باشد.معمولاً افراد در چنین شرایطی سعی می‌کنند این موضوع را فراموش کنند اما براساس قوانین روانشناختی چیزی از حافظه انسان پاک نمی‌شود بلکه به ضمیر ناخودآگاه او می‌رود و با یک علامت یا واکنش دوباره باز می‌گردد.بنابراین پذیرش واقعه طلاق اجتناب‌ناپذیر است. از طرفی عده‌ای سعی می‌کنند دوستان خود را کنار بگذارند و اقدام به مهاجرت می‌کنند در حالی که این رفتار اشتباه است و نباید یکباره با همه دوستان و کسانی که قبلاً با آن‌ها ارتباط دوستانه و عاطفی داشتند قطع رابطه کنند. در این مرحله جایگزین کردن یک شخص جدید هم اقدامی صحیح نیست.


به طور کلی نباید هیچ اقدامی در این مرحله از زندگی صورت بگیرد، زیرا در این شرایط هر تصمیمی که بگیرند به دلیل تنش‌های قبلی حالت ترمیمی خواهد داشت و احتمال زیادی وجود دارد که تصمیم آن‌ها با شکست مواجه شود.کسی که طلاق گرفته باید از زیاده‌روی خصوصاً در حوزه شغلی بپرهیزد. برخی سعی می‌کنند برای فراموش کردن ناراحتی، خود را در کار غرق کنند، اضافه کاری‌های نامعقول و شیفت کاری دوم نه‌‌تنها کمک‌کننده نیست بلکه آسیب‌رسان نیز هست. به خاطر داشته باشید شما نیز ممکن است در برهم خوردن زندگی نقشی هر چند کوچک داشته باشید پس سعی کنید خودتان و طرف مقابل را ببخشید. از طرفی اطرافیان هم نقش بسیار مهمی در کمرنگ شدن آسیب طلاق دارند. آن‌ها نباید به صورت منتقد عمل کنند و با خودداری از سرزنش از او حمایت کنند. آن‌ها نباید از حقارت در ادبیات رفتاری و گفتاری خود استفاده کنند یا این‌که در مقابل او یا فرزندش به همسر وی توهین کنند.اطرافیان و خانواده باید بدانند تا زمانی که چنین شخصی به دلیل از دست دادن رؤیاهایش در حال سوگواری عاطفی است و سازوکار منطق او به درستی عمل نمی‌کند، نباید وی را تنها بگذارند. در غیر این صورت این حقیقت تلخ عواقبی دردناک خواهد داشت.

http://vista.ir/news/14676292/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%85%E2%80%8C%D9%86%D8%B8%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D9%88-4-%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D8%B4

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۳ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

مصطفی فروتن، روانشناس و محقق علوم رفتاری در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری شبستان گفت: در صورتی که زندگی خانوادگی زوجین دارای چارچوب درستی باشد از شبکه های اجتماعی تأثیر نمی پذیرد.

 وی با بیان اینکه غیر خردمندانه است اگر بگوییم شبکه های اجتماعی عامل فروپاشی و افزایش طلاق میان زوجین است، تصریح کرد: در زندگی هایی که آبستن حوادث زیادی است و از چارچوب مناسب و صحیحی برخوردار نیستند شبکه های اجتماعی نقش کبریتی را بازی می کنند که باعث ایجاد انفجار در انبار باروت می شوند.

فروتن اذعان داشت: می خواهیم شفاف کنیم این شبکه های اجتماعی نیست که همه چیز را خراب می کند بلکه فقدان غنای کافی زندگی، فقدان مهارت های زندگی و صمیمیت و اصولی که رعایت آنها در زندگی زناشویی الزامی است، باعث می شود تا مولفه هایی مانند شبکه های اجتماعی تا حدی افزایش باید و در نهایت به جدایی زوجین منتهی شود.

محقق علوم رفتاری با تاکید بر ضرورت افزایش دانش و آگاهی جوانان و خانواده ها در خصوص مهارت های زندگی و نحوه تعامل و ارتباط درون خانواده، خاطرنشان کرد: زمانی که خانواده از غنای کافی برخوردار نباشد حتی کوچک ترین جرقه ها و اتفاقات جزیی می تواند به از هم گسیسختگی خانواده منتهی شود.

 فروتن تاکید کرد: البته نمی توان نسبت به مضرات و تاثیرات شبکه های تلویزیونی ماهواره، شبکه های اجتماعی متعددی که ایجاد شده، بی توجه بود اما نباید آنها را تنها عامل بروز مشکلات و حوادث در زندگی خانواده ها بدانیم.

 وی ادامه داد: وقتی همه چیز زندگی خراب است فقط کافی است یک اتفاق ساده رخ دهد و بهانه ای شود برای جدایی.

http://khabarfarsi.com/ext/10816310

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

به گزارش خبرنگاراجتماعی خبرگزاری آنا، یکی از تنبیهات مدارس قدیم که پدران و مادران ما به تلخی از آن یاد می‌کنند، فلک کردن دوپا که البته پسرها بیشتر از دخترها فلک می‌شدند. امروزه دیگر خبر‌ی از فلک شدن دانش آموزان در مدارس نیست ولی   روند تنبیه بدنی و خشونت در مدارس همچنان به قوت خود باقی است. این در حالی است که قانون منع تنبیه بدنی در مدارس به دوران مشروطه برمی‌گردد.

 

اهمیت موضوع تنبیه در مدارس تاجایی است که مسئولان کشور از جمله رئیس جمهوری نسبت به آن واکنش نشان داده و در آغاز سال تحصیلی 92 اعلام کرد: من دیگر از تنبیه جسمی سخنی نمی‌گویم که قطعا در مدارس کشور وجود ندارد و چنانچه دولت تدبیر و امید در گوشه ای از کشور با مواردی از تنبیه جسمی مواجه شود با مجریان آن به شدت برخورد خواهد شد.

اما چند هفته بعد پدر یک دانش آموز دبیرستانی در منطقه 9 تهران، از تنبیه بدنی فرزندش توسط معلم ادبیات در کلاس خبر داد که بر اثر آن دانش آموز در نتیجه تنبیه شدید بدنی روانه بیمارستان شد.

مهدی بهلولی کارشناس آموزش و پرورش و فعال حوزه فرهنگیان، با اشاره به این که تنبیه بدنی از سال 1320 و از دوران مشروطیت در مدارس ممنوع اعلام شده است، به خبرنگار اجتماعی خبرگزاری آنا گفت: ریشه‌های تنبیه و در کل خشونت در مدارس متفاوت است، به همین دلیل نمی‌توان به سادگی از بروز خشونت در مدارس جلوگیری کرد.

دسته بندی خشونت در مدارس

وی با اشاره به ریشه‌های گوناگون خشونت اظهار داشت: خشونت در مدارس به سه دسته، خشونت از جانب معلم به دانش آموز، دانش آموز به معلم و دانش آموز به دانش آموز تقسیم می‌شود.

این کارشناس تاکید کرد: اما هنگامی که بحث تنبیه بدنی پیش می‌آید خشونت معلم نسبت به دانش آموز مدنظر است که ریشه‌های این خشونت با قانون‌گذاری از بین از بین نمی‌رود کما اینکه همچنان شاهد خشونت معلمان نسبت به دانش آموزان هستیم.

 

بهلولی با اشاره به عواملی که منجر به خشونت معلمان علیه دانش آموزان می‌شود، تصریح کرد:در پاره ای از موارد دانش آموز با معلم برخورد فیزیکی انجام می‌دهد یا وی را به سخره می‌گیرد، در این زمان است که معلم دست به خشونت می‌زند اما در این مواقع معلم باید سعی کند از ابزار دیگری برای ابراز ناراحتی خود استفاده کند.

وی افزود:در آموزش و پرورش قوانین مشخصی برای برخورد با معلمان خاطی وجود دارد اما در رابطه با دانش آموز خطاکار هیچ قانون مشخصی وجود ندارد و بهتر است در این زمینه قانونی تصویب شود.

بهلولی مشکلات اقتصادی و فرهنگی معلمان را یکی دیگر از عوامل خشونت آن‌ها نسبت به دانش آموزان دانست و گفت: معلم‌ها از نظر اقتصادی واقعا در تنگنا هستند و سایر عوامل اقتصادی، فرهنگی و آموزشی منجر می‌شود معلم ها به هنگام بروز عصبانیت دست به خشونت بزنند.

این کارشناس با اشاره به این که معلمان در طول تحصیل خود در دانشگاه واحدهای روانشناسی برای ارایه رفتارهای مناسب با کودکان را می‌گذرانند ادامه داد: با وجود اینکه معلمان به هنگام تحصیل این واحدها را می‌گذرانند اما ارایه کلاس های روانشناسی در ضمن خدمت می‌تواند جهت ارتقا سطح کیفی عملکرد آن ها موثر باشد.

تنبیه کردن به معنای کتک زدن نیست

مصطفی فروتن روانشناس نیز با اشاره به تعبیر نامناسب برخی افراد نسبت به کلمه تنبیه به خبرنگار آنا گفت: تنبیه یکی از ابزار جامع در علوم تربیتی است و حتی در پاره ای از موارد از ابزار ضروری آموزش محسوب می‌شود ولی متاسفانه یک اشتباه مسلمی که وجود دارد این است که برخی از افراد تنبیه را با کتک زدن اشتباه می‌گیرند و یا اجالتا تنبیه کردن را به نوعی تحقیر کردن قلمداد می‌کنند.

وی تاکید کرد: تنبیه بدنی در مدارس جایی که تعریف عملیاتی‌اش آموزش و پرورش است، عوارض بسیاری به دنبال دارد و تبعات بدی را بار می‌آورد که یکی از آنها انزجار از عامل تنبیه و علت تنبیه است.

سرچشمه بسیاری از بیماری های روانی در دوران کودکی انسان است

این روانشناس سرچشمه بسیاری از بیماری های روانی افراد را در کودکی آن‌ها دانست و گفت: اقسام بیماری‌های روانی از کودکی و سنین مدرسه در فرد ایجاد می‌شود و گاهی تا میان سالی و یا پیری همراه فرد است.

فروتن بیان کرد: برپایی دوره‌های آموزشی پویا برای معلمان در حین خدمت می‌تواند گامی در جهت بهبود این وضعیت باشد و آموزش اصول صحیح شیوه‌های کاربردی تربیتی به معلمان می‌تواند از بروز خشونت علیه دانش آموزان جلوگیری کند.

وی با اشاره به نقش خانواده‌ها افزود: نحوه فرزند پروری در خانواده‌ها باید به گونه‌ای باشد تا شاهد کاهش بروز خشونت دانش آموزان در مدارس باشیم.

تنبیه دانش آموز دبیرستانی در منطقه 9، تنبیه بدنی یک دانش آموز در بندر عباس با لوله پلیکا همگی اتفاقاتی هستند که روح اجتماعی یک جامعه را خدشه‌دار می‌کند و در این بین یک سوال به ذهن می رسد که آیا بهتر نیست آموزش و پرورش به جای ارسال بخش‌نامه در ابتدای هر سال تحصیلی به صورت جدی‌تر به این موضوع وارد شود تا دانش آموزان از علم و تحصیل دل زده نشوند.‌

http://www.ana.ir/Home/Single/127724

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

مصطفی فروتن، روانشناس و پژوهشگر علوم رفتاری در گفتگوی اختصاصی با شفاآنلاین درباره علت های اسید پاشی گفت: اسید پاشی یک انتقام گیری چند منظوره است و افرادی که اقدام به اسید پاشی می کنند دچار شکست عاطفی شده اندو به دنبال تسویه حساب های شخصی وتخلیه عقده های روانی،اسید پاشی می کنند.

وی اضافه کرد: افرادی که دست به چنین اقداماتی میزنند تحت تاثیر یک تصمیم گیری هیجانی هستند و می خواهند فرد مورد نظرشان تا زمانی که زنده است عذاب بکشد.

دکتر فروتن با بیان این که اغلب افراد اسید پاش دچار شکست عشقی یا احساس نا امیدی شده اند خاطرنشان کرد: وقتی فردی دچار التهابات روانی می شود دیگر میزان تحصیلات او تاثیری بر رفتارش ندارد و تحصیلات بالا باعث نمی شود که فرد دچار بیماری و سوء رفتارهای روانی نشود.

وی ادامه داد: همچنین دور از ذهن نیست افرادی که مواد مخدر استفاده می کنند به چنین رفتارهایی اقدام کنند.

روانشناس و پژوهشگرعلوم رفتاری بالینی به شفا آنلاین گفت: اسید پاشی در جامعه به خرده فرهنگی تبدیل شده است که زوج ها نیز در بحث های خانوادگیشان یکدیگر را به آن تهدید می کنند.

وی اضافه کرد:معمولا احتمال انجام اسید پاشی از سوی کسانی که حتی برای یک بار هم تهدید می کنند وجود دارد.

راهکارها و توصیه های مهم

دکتر فروتن به خانواده ها و افراد جامعه توصیه کرد مراقب رفتارها و برخوردهای اجتماعیشان باشند و بدون مطالعه بر روی افراد با آنها هم کلام و هم غذا نشوند.

وی افزود: مراقب تعاملاتمان با دیگران باشیم و همچنین حرف ها و رفتارهای افراد را با دقت ارزیابی کنیم و همچنین مهارت های برقراری ارتباط را جدی بگیریم.

روانشناس و پژوهشگر علوم رفتاری با اشاره به این که 80 تا 90 درصد این مشکلات در رویکردهای خانوادگی انجام می شود به افراد خانواده پیشنهاد کرد زمانی که به مشکل برمی خورند به متخصصان مربوطه مراجعه کنند و از وقت تلف کردن در این حوزه پرهیز کنند.

http://shafaonline.ir/fa/news/42807/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9-%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF

نوشته شده در یکشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩۳ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

دکتر مصطفی فروتن درگفتگوی اختصاصی با شفاآنلاینضمن بیان این مطلب درباره رابطه بین طلاق، اعتیاد و خشونت اظهار کرد: طلاق، اعتیاد و خشونت از دیر باز در دوره های مختلف وجود داشته است اما چیزی که در این مقطع زمانی شاهدش هستیم ترکیبی از این سه و تغییر شکلی است که وجود دارد و نرخ فراوانی باعث تفاوت این سه مقوله با یکدیگر شده است.

طلاق

فروتن درباره عوامل افزایش طلاق در جامعه اظهار کرد: متغییر های زیادی با توجه به فضای عمومی در جامعه برای جدایی وجود دارد که مشکلات و دغدغه های اقتصادی خانواده بدون شک یکی از شاخص ترین عوامل افزایش طلاق است.

وی افزود: در زمان ازدواج خانواده ها بحث هایی را در این زمینه انجام می دهند که خیلی از اتفاقات خوبی خبر نمی دهد و حتی برخی از افراد بر این باورند که این مبالغ سنگین در ازدواج نوعی تجملات به حساب می آید. درحالی که پشت این رسومات یکسری بحث ها و دیدگاه هایی وجود دارد.

روانشناس و پژوهشگر علوم رفتاری همچنین درباره نبود حمایت از طرف خانواده ها برای ازدواج فرزندانشان اظهارکرد: اگر حمایت اقتصادی از طرف هردو خانواده برای ازدواج زوج وجود نداشته باشد و دو جوان نتوانند در شرایط خوبی ازدواج کنند مسلما دچار چالش های اقتصادی در زندگیشان می شوند و این چالش ها اتفاقات بدی را در پی خواهد داشت.

وی عامل دوم طلاق را نداشتن مهارت های زندگی دانست و عنوان کرد: نداشتن مهارت های زندگی باعث طلاق و از هم پاشیدگی زندگی جوانان می شود و یکی از زیر شاخه های آن نداشتن مهارت گفت وگو است.

فروتن ادامه داد: برخی از افراد اینطور فکر می کنند که زوج خوب کسانی هستند که باهم مشکل و اختلاف نظر نداشته باشند و اگر نظر خود را بگویند باعث کدورت و رنجش طرف مقابل شان می شود .اما این زوج در نهایت به سمت وسویی می روند که هرکدام برای خود صفحه جدیدی از زندگی را درست خواهند کرد و شبکه های جدید اجتماعی باعث جدایی بیشتر این زوج ها می شود.

اعتیاد

روانشناس و پژوهشگر علوم رفتاری درباره اعتیاد موجود در جامعه نیزگفت: مبحث اعتیاد به دنبال افزایش مشغله های روزمره زندگی، فقدان کارآمدی فردی و سودجویی های مختلفی که متاسفانه سوداگران مرگ در قالب مواد افیونی و مواد محرک در سطح اجتماع  دارند به وجود آمده است .و متاسفانه فقدان سرگرمی و شغل باعث کشیده شدن افراد جامعه  به این سمت و سو می شود.

وی اضافه کرد:بررسی ها نشان می دهد در 68 درصد موارد اعتیاد به دنبال بیکاری به وجود می آید و درواقع ذهن بیکار همیشه کارگاه شیطان می شود. و باتوجه به فقدان برنامه ریزی مبهمی که در این زمینه وجود دارد در آینده ما به سمت وسویی خواهیم رسید که اساسا برنامه ریزی ها خود باعث به وجود آمدن گرایش به اعتیاد خواهند شد.

خشونت

فروتن درباره عوامل به وجود آمدن خشونت در جامعه هم خاطرنشان کرد: یکی از خشونت هایی که در اجتماع امروز دیده می شود تحت تاثیر سوء مصرف مواد محرک و ازدواج ناموفق جوانان است.

وی افزود: مواد مخدر این روزها باعث افزایش هیجان در بین افراد می شود. و اساسا با توجه به شرایطی که در این ماده محرک وجود دارد متاسفانه ما می بینیم که اتفاقاتی از جنس اعتیاد در زمان گذشته نیست و توهم های ناشی از اعتیاد باعث افزایش نزاع ها می شود .و اگر آسیب شناسی درستی در این قضیه انجام شود خواهیم دید که اکثر افرادی که درگیر مسائل خشونت های اجتماعی می شوند به نوعی درگیر سوء مصرف مواد مخدر هستند و اتفاقاتی که در طول زندگی برایشان افتاده باعث به وجود آمدن این مثلث خطرناک اعتیاد، طلاق و خشونت می شود که جوانان درگیر آن هستند.

راهکارهای رفع مشکل

روانشناس و پژوهشگر علوم رفتاری درباره راهکارهایی برای رفع این مشکل می توان ارائه داد گفت: رفع این مشکل به سه بعد بستگی دارد. بعد اول، فردی است یعنی خود فرد به عنوان کسی که شاید در سنین کودکی مهارت کافی نداشته و زمانی که به سن بلوغ رسیده باید بر این باور باشد که آموزش هایی که می تواند ببیند در این فضا قرار بگیرد و اساسا اشتغال داشتن و در جریان بودن می تواند برای خود آن فرد بسیار مهم و حیاتی باشد.

بعد دوم خانواده ها هستند که می توانند در این قضیه تاثیرگذار باشند.چراکه تمام اتفاقات از خانواده که محور و پایگاه در اجتماع است شروع می شود.

فروتن اضافه کرد: متاسفانه خانواده ها این روزها از توان مدیریت، توان راهبری و علم کافی برای راهبری برخوردار نیستند و برخی از ضد ارزش ها را در خانواده ارزش حساب می آورند.

وی ضمن پیشنهاد به خانواده ها که باید بیاموزند و بیاموزانند گفت: در سطح شهر و محله ها کلاس هایی برای آموزش مهارت های زندگی به خانواده ها برپا می شود که افراد می توانند به صورت رایگان در آنها شرکت کنند تا شرایط زندگیشان را بهبود بخشند.

روانشناس و پژوهشگر علوم رفتاری بعد سوم این راهکار را حاکمیت دانست و بیان کرد: به زن و مردی که 12 ساعت بیرون از خانه کار می کنند و پس از بازگشت به خانه دیگر توانی برای حرف زدن با یکدیگر ندارند نمی شود خرده گرفت .پس در اینجا این گروه حاکمیت و سیاستگذاران هستند که باید با تسهیل در معیشت اجتماعی وشرایط زندگی فضای زمانی بیشتری را برای کنار هم ماندن افراد خانواده فراهم کنند.

فروتن در پاسخ به این سوال که اگر ما با همین شرایط جلو برویم و هیچکدام ا از افراد این سه بعد کاری را برای بهبود پیدا کردن شرایط اجتماعی انجام ندهند چه خواهد شد گفت: ما الان در جامعه خاکستری رنگ زندگی می کنیم. و در روانشناسی رنگ ها اگر خاکستری در کنار رنگ دیگری قرار بگیرد خودش را به آن نزدیک می کند و در شرایط کنونی متاسفانه رنگ خاکستری در حال خودنمایی است و ادامه این روند به رنگ مشکی ختم خواهد شد. به این منظور که ما به سمت و سویی می رویم که نرخ فرزند پروری و فرزندآوری صفر می شود.

وی ادامه داد: اگر با این روند پیش برویم درآینده ای نزدیک نقش ازدواج کاملا بی محتوا خواهد شد و مسئولیت پذیری و تعهد کاملا از بین خواهد رفت. و در حقیقت مسیر روزمرگی تا آنجا پیش می رود که عصر کنونی زندگی ما (عصر صنعتی) به عصر فردگرایی تبدیل خواهد شد و هیچکس جز به خودش به کس دیگری نگاه نخواهد کرد . نتایج این قضیه نیز درنهایت ما را به جایی خواهد رساند که دچار یک انزوای اجتماعی خواهیم شد که حتی می تواند به شکست های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منجر شود و یک جامعه انسانی را زمین بزند.

فروتن در پایان خاطرنشان کرد: این روند اتفاقی است که اگر همین الان هم بخواهیم جلوی آن را بگیریم باید کلی انرژی بگذاریم وای به روزی که اوضاع از این هم بدتر شود،اما انشاالله بتوانیم با کمک این سه گروه این کار را انجام دهیم و اوضاع را بهبود بخشیم.

http://shafaonline.ir/fa/news/41965/%D9%87%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B6-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85

نوشته شده در شنبه ۸ آذر ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

به گزارش خبرنگار ایلنا، پس از گذشت حدود یک هفته از فوت مرتضی پاشایی، خواننده ۳۰ ساله موسیقی پاپ کشور، دیگر کمتر کسی است که نام او را نشنیده باشد. هرچند این خواننده جوان طرفداران و مخاطبان زیادی داشت و پیش از مطرح شدن بیماری و خبر فوت او نیز بسیاری افراد او را می‌شناختند و ترانه‌هایش را گوش می‌دادند اما امروز همه جا در محافل خصوصی و عمومی، رسانه‌های داخلی و خارجی یا مجازی و مکتوب صحبت حضور گسترده و غیرقابل انتظار مردم در مراسم تشییع جنازه او و دیگر مراسم‌های یادبود وی در سراسر کشور است.

حضور پررنگ جوانان در این مراسم باتوجه به سهم کمی که در جامعه و در بخش‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی درنظر گرفته شده، شاید صدایی ازسوی این نسل برای دیده شدن به نظر بیاید یا آنکه از تفاوت علایق و قهرمانان این نسل از آنچه انتظار می‌رفت؛ تلقی شود.

آنچه طرفداران مرتضی پاشایی پس از فوت او رقم زدند، حضوری بود که شاید کمتر در مراسم مشابه برای دیگر بزرگان فرهنگی، هنری، سیاسی و اجتماعی دیده شده بود برهمین اساس نظر یک جامعه‌شناس، یک رفتار‌شناس و یک استاد ارتباطات اجتماعی را در مورد این پدیده جویا شدیم.

ه افراد مورد علاقه جوانان نیز احترام بگذاریم

مصطفی فروتن، رفتار‌شناس اجتماعی نیز با تاکید بر اینکه وقوع این پدیده قطعا چند عاملی است؛ به محبوبیت پاشایی به عنوان یک خواننده، تاثر شهروندان به دلیل فوت این جوان از بیماری سرطان، حضور دیگر خوانندگان و افراد مشهور در مراسم تشییع جنازه پاشایی به عنوان برخی دلایل حضور گسترده مردم در مراسم فوت مرتضی پاشایی اشاره می‌کند.

این رفتار‌شناس اما به برخی عوامل تاکید بیشتری دارد: «ممکن است که این واکنش حاوی این پیام از سوی جوانان باشد که به افراد مورد علاقه ما نیز احترام بگذارید.»

فروتن حضور گسترده مردم برای گرامیداشت هنرمندان را امری طبییعی می‌داند و اظهار می‌کند: «آنچه سوال برانگیز است استقبال کم جوانان از دیگر مراسم‌های گرامیداشت بزرگان جامعه است.

ما در  دورانی هستیم که نسل جوان ما نسبت به ارزش‌های نسل پدران خود ناآگاهند. زمانی که برای فوت مرحوم مهدوی کنی ۲ روز عزای عمومی اعلام می‌شود، نسل گذشته می‌داند که برای شخصیتی مانند ایشان دو روز تالم جامعه امری بدیهی است؛ اما سیاستگذاران نتوانسته‌اند این افراد را به نسل جوانان بشناسانند.

اگر سیاستگذاران بدون بزرگ‌نمایی به شناساندن انسان‌های ارزشمند جامعه به نسل جوان بپردازند و از طرفی دیگر به ارزش‌های جوانان نیزاحترام بگذارند، دیگر چنین اتفاقاتی، شبهه و تعجب در جامعه ایجاد نمی‌کند.»

فروتن همچنین نقش رسانه‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی همچون «لاین» و «وایبر» را نیز در ترغیب افراد به حضور در این مراسم پررنگ می‌خواند و در کنار آن نیز به نبود فضای مناسبی برای تخلیه روانی جوانان اشاره می‌کند: «ایجاد مدیریت صحیح و در زمینه ایجاد فضایی مناسب برای تخلیه روانی و هیجانی جوانان باید در دستور کار مسولین قرار بگیرد.»

فضای اجتماعی معاصر تغییر کرده است

مسعود کوثری، استاد ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران نیز در تحلیل خود از این پدیده، تغییر مساله فضای‌اجتماعی معاصر را مطرح می‌کند: «چه در ایران و چه در کشورهای غربی نسبت به گذشته تغییراتی ایجاد شده به صورتی که تجمع مردم در این دوران بیش از اینکه بر پایه تعلقات سیاسی و پایگاه‌های اجتماعی و طبقاتی اتفاق بیفتد، بیشتر حول مسائلی است که از جنبه‌های سرگرمی (fun) برخوردار است.

البته باید این نکته را نیز درنظر گرفت که آنچه رخ داده است، آخرین نمونه این گونه مراسم نخواهد بود؛ هرچند که‌ می‌توان گفت جامعه ایران تقریبا نخستین تجربه خود در این زمینه را پشت سر گذاشته، بنابراین ابتدا باید اجازه داد تا نخبگان به تحلیل در این موردبپردازند و سپس به واکنش در این زمینه بپردازیم.»

وی هنچنین اشاره می‌کند که شکاف میان فرهنگ رسمی و غیررسمی در این اتفاق به نمایش گذاشته شده است اما تاکید می‌کند که این مورد را نباید الزاما سیاسی و دهان‌کجی به احزاب تعبیر کرد.»

http://vista.ir/news/18442678/%D8%A7%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%A7-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF%D8%9B-%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%9B-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF

نوشته شده در دوشنبه ۳ آذر ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

دکتر مصطفی فروتن در گفتگوی اختصاصی با شفا آنلاین بزرگترین عامل اضطراب دانش آموزان را ترس از جدایی( جدایی مادر و کودک) دانست و افزود: این ترس با افزایش سن به طور منطقی باید کاهش یابد .حال آنکه گاهی اوقات ممکن است که ترس برخی از کودکان برای به مدرسه رفتن غیرمنطقی باشد.

وی یکی از دلایل اضطراب برخی از دانش آموزان را حضور در خانواده های کم جمعیت و همینطور خانواده های پر جمعیت برشمرد و تصریح کرد: تک فرزندی هم می تواند عامل موثری در این باره باشد.

وی ادامه داد: همچنین در برخی خانواده ها که ساعات کوتاهی دور هم جمع اند یا از هم گسیخته اند ( درگیر طلاق عاطفی یا شناسنامه ای هستند ) هم در بروز اضطراب برای راه یافتن به مدرسه نیز موثر است.

پژوهشگر اجتماعی فقدان مهارت های فرزند پروری مثبت و امر ژنتیک را در این زمینه بی تأثیر ندانست و به شفا آنلاین گفت: البته تمامی عوامل مذکور نمی تواند عامل اضطراب برخی از دانش آموزان باشد؛ از آنجا که امکان دارد دلایل دیگری در این امر دخیل باشند پس بررسی بیشتر و دقیق تر نیز ضروری است.

وی خانواده، مدرسه و جامعه را عوامل موثر بر کاهش اضطراب های دانش آموزان اعلام و تأکید کرد: متأسفانه برخی از والدین با سخنان خود مبنی بر این که مراقب خودت باش و برخی جملات نگران کننده دیگر بر ترس و اضطراب کودک دامن می زنند. پس باید به این موضوع و کنترل آن توجه داشته باشند.

وی ادامه داد: مدارس نیز باید برای دانش آموزان فضایی با نشاط ایجاد کنند. برای نمونه  برگزاری برنامه تفریحی غیر رسمی  عامل تسهیل اضطراب دانش آموزان خردسال محسوب می شود.

فروتن در ادامه گفتگو با شفا آنلاین اظهار داشت: صدا و سیما با ایجاد برنامه های آموزشی ، استفاده از شخصیت های مورد پسند کودکان برای نمونه کلاه قرمزی در شرایط گوناگون مثل حضور در مدرسه و عدم پخش برنامه هایی مبنی بر مشکلات و نزاع در مدارس نیز می تواند در کاهش ترس و اضطراب ناشی از ورود آنها به مدرسه تا حدی پیشگیری نماید.

http://shafaonline.ir/fa/news/35324

نوشته شده در یکشنبه ٢ آذر ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط نام آوران نظرات ()

تحلیل شوک

مصطفی فروتن ، روانشناس و محقق علوم رفتاری

ترس از مرگ گاهی انسان‌ها را وادار به واکنش‌هایی می‌کند که برای دیگران قابل قبول نیست گاهی نیز برخی از این واکنش‌ها برای شخص و اطرافیان وی ایجاد دردسر می‌کند.اما واقعیت این است که ترس از مرگ یکی از وحشتناک‌ترین تفکراتی است که می‌تواند در ذهن انسان‌ها جا خوش کند.

واژه مرگ همواره به‌گونه‌ای استفاده شده که خطری را هشدار می‌دهد و انسان‌ها مرگ را با ایهام تصویر‌سازی می‌کنند. ترس از مرگ معطوف به‌ این دوره از اجتماع انسانی نیست و یکی از قدیمی‌ترین ترس‌هایی است که در نوع بشر وجود داشته و دلیل آن در ادبیات کهن بخوبی مشهود است و ما همواره داستان عده‌ای را می‌خوانیم یا می‌شنویم که در گذشته‌های دور به دنبال جاودانه کردن زندگی و کشف اکسیر جوانی و حیات هستند.
اما دلیل این ترس چه می‌تواند باشد، عده‌ای بر این باورند که با مرگ زشتی، نابودی و نیستی همراه آنان می‌شود، این در حالی است که در نگاه دینی ما احادیثی داریم که مرگ را آغاز خوبی‌ها و آرامش معرفی می‌کند.در حقیقت مرگ تغییر حالت ماده به حالت دیگر است و افرادی که از این تغییر وضعیت هراس دارند به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند؛ دسته اول افرادی هستند که ایده‌ای در خصوص جهان پس از مرگ ندارند و نمی‌دانند اساساً چه اتفاقی خواهد افتاد و پس‌ از مرگ چه چیزی منتظر آنهاست. این ترس بی‌شباهت به ‌ترس از ورود به‌ مکانی تاریک و ناشناخته نیست.
اما عده‌ای دیگر می‌دانند براساس رفتارهای منفی که‌داشته‌اند باید پس‌از مرگ مورد مؤاخذه قرار گیرند و در واقع آنها دلواپس نتیجه رفتار و اعمال خود هستند. در این دسته افراد ترس ناشی از تبعات رفتار می‌تواند با تغییر رفتار و حسن عملکرد باعث ایجاد حس بهتر شود.بنابراین ترس از مرگ پدیده‌ای نرمال است و به‌هیچ وجه عجیب و غریب نیست اما هنگامی که این‌ترس بشدت افزایش می‌یابد و به ترس مرضی یا فوبیا تبدیل می‌شود به گونه‌ای که در عملکرد روزانه فرد و زندگی وی مشکلاتی را ایجاد می‌کند، باید به فکر معالجه، روانکاوی و درمان آن بود. باید اشاره کرد برخی اوقات اتفاقات عجیب یا غیر منتظره می‌تواند ترس معمولی و غیر مرضی را تشدید و فرد را دچار ناراحتی کند.برای مثال صدای شیون، مشاهده فضای غسالخانه و گفت‌وگوهای بیش‌از حد در این زمینه بخصوص درکودکی تشدیدکننده ترس از مرگ است و در چنین مواردی باید برای دور کردن اختلال ترس راهکاری جست‌وجو کرد.البته ترس پس از یک التهاب بدیهی و طبیعی است اما راهکار این است که باید  واقعیت‌گرا بود و  روی نگرش خود ارزیابی اصلاحی و منطقی گذاشته و مرگ را به‌عنوان قسمتی از زندگی پذیرفت.

http://iran-newspaper.com/?nid=5799&pid=12&type=0

نوشته شده در یکشنبه ٢ آذر ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط نام آوران نظرات ()


Design By : Pichak