متدولوژی زندگی برتر

کویر سرنوشت دریایی است که به آفتاب دل بست...

دکتر مصطفی فروتن در گفتگوی اختصاصی با شفا آنلاین ضمن اعلام این خبر اظهار داشت: به طور کلی مسائل اقتصادی، فردی و اجتماعی مخاطراتی میان زوجین ایجاد می کنند که با آگاهی از آنها و اقدام برای حل شان  می توان به تداوم زندگی مشترک نیز قوت بخشید.

مسائل اقتصادی

وی ادامه داد: مسائل اجتماعی که به طور معمول به دنبال چشم و هم چشمی، آینده نامعلوم، فقر و... ایجاد می شود به طور معمول میزان فاصله زن و شورهر را افزایش می دهد.

عوامل فردی

وی با اشاره به این که عوامل فردی به خود فرد بر می گردد؛خاطرنشان کرد: در واقع زن و مرد با رویکردهای متفاوتی نظیر فرهنگ و باورهای متفاوت وارد زندگی مشترک می شوند که گاهی در برهه ای از زمان با مشکلاتی مواجه می شوند.

وی فقدان مهارت های ارتباطی اصولی و سردی و سرد مزاجی را از عواملی برشمرد که میان زن و شوهرها ایجاد اختلاف می کنند.

عوامل اجتماعی

پژوهشگر علوم رفتاری با اشاره به این که برخی عوامل اجتماعی به ایجاد یکسری از مشکلات میان زوجین دامن می زنند؛ به شفا آنلاین گفت: در گذشته نه چندان دور شاهد تبعات ناشی از نقش ماهواره ها در روابط زوجین بودیم؛ بعد فیس بوک و در حال حاضر هم برنامه های نصب شده روی گوشی های هوشمند...

فروتن با اشاره به مشکلاتی که رابطه زن و شوهرها را به مخاطره می کشاند در خصوص تبعات فردی نیزگفت: شاخص ترین اتفاق ناشی از آن افسردگی، بی انگیزگی، تمایل به گوشه گیری و انزواطلبی است.

وی ادامه داد: در بعد خانواده نیز می توان به طلاق های عاطفی، طلاق های شناسنامه ای، خانواده گسیختگی، پرخاشگری، خاکستری شدن فضای زندگی و... اشاره کرد.

این روانشناس ،تمایل به افزایش طلاق و توقف  فرزندآوری  را از تبعات مخاطرات اجتماعی دانست که زندگی زوجین را با مشکل مواجه می سازد.

وی حمایت های اصولی خانواده ها را برای حل مشکلات زوجین بسیار حائز اهمیت دانست و اظهار داشت: زمان وقوع مشکلی میان یک زوج به طور معمول فردی حکم کدخدا را پیدا می کند که به هر یک از آنها می گوید تو کوتاه بیا در حالی که این گونه مشکل حل نمی شود و در واقع خاک ریختن روی آن است.

وی افزود: زمانی که خانواده به فرزندش می گوید؛ برو جلو اگر به مشکل خوردی ما هستیم؛ یا اگر نتوانستی زندگی کنی طلاق بگیرباید بدانند که صددرصد اشتباه می کنند. در حالی که در حمایت اصولی خانواده گاهی باید از حمایت های ظاهری و صوری دست برداشت و تصمیم گیری درست را به فرزندان سپرد.

فروتن خاطرنشان کرد: از آنجا که بخش قابل توجهی از در آمد طبیعی افراد صرف هزینه های سکونت می شود بنابراین این امر به عنوان بزرگ ترین دغدغه افراد محسوب می شود.

وی افزود: حال اگر وضعیت اقتصاد و درآمد فردی مطلوب نباشد به سلامت روانی خانواده آسیب وارد می کند؛ بنابراین وضعیت مطلوب یا نا مطلوب اقتصادی بر روان افراد تأثیرگذرا است.

ارائه سیستم های کارشناسانه حمایتی به موقع برای قبل و بعد از ازدواج

پژوهشگر علوم رفتاری تأکید کرد: باید توجه داشت که مجردها تأثیر غیر قابل انکاری بر روابط افراد متأهل دارند؛ برای نمونه فرد متأهلی که زیر بار فشارهای اقتصادی و سایر مسائل غرق است، در صورت مقایسه شرایطش با دختر و پسری که بدون تعهد با هم پیش می روند و مشکلات وی را تجربه نمی کنند ناخودآگاه تحت تأثیر قرار خواهد گرفت وزمینه سازبروز مشکلات جدی خواهد شد.

وی اظهار داشت: البته منظورمان از حمایت های به موقع تنها برای ازدواج نیست بلکه بعد از ازدواج نیز وجود بسته های حمایتی برای زایمان و... هم برای شادی و خوشبختی زوجین بی تأثیر نیست.

http://shafaonline.ir/fa/print/39950

نوشته شده در شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩۳ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ توسط نام آوران نظرات ()

مصطفی فروتن  
روانشناس و پژوهشگر علوم رفتاری


گسترش تعاملات بشری بسیاری از افراد ساده لوح را در برابر دام‌های فریبکاران می‌کشاند و متحمل خسارات جبران‌ناپذیری می‌کند.
در بسیاری مواقع مشاهده می‌کنیم که از افراد ساده‌لوح به عنوان افراد خوش قلب و ساده یاد می‌شود، درحالی که ساده‌لوحی با خوش‌قلبی تفاوت دارد.انسان‌های خوش‌قلب معمولاً نیمه پر لیوان را می‌بینند اما ساده‌لوحان نیمه خالی لیوان را هم پر می‌بینند و همین امر باعث می‌شود آنها به سادگی در دام کلاهبرداران گرفتار شوند.
ساده‌لوحان معمولاً به سوابق اتفاقات هیچ توجهی نمی‌کنند، آنها به طور افراط‌گونه‌ای خوش‌باور هستند و درواقع منفی بودن برای آنها تعریف نشده است و حتی تأکید مداوم بر شیوه‌های کلاهبرداری و فریبکاری هم مانع فریب خوردن آنها نمی‌شود.
اما چرا برخی ساده‌لوح هستند؟
مهمترین و اصلی‌ترین اصل وراثت است. کسانی که دارای خانواده‌های خوشبین هستند تحت آموزش والدین خوش‌بین و ساده خود پرورش می‌یابند و به افراد ساده‌لوح در جامعه امروزی تبدیل می‌شوند.
عامل دوم، بیماری‌ها و ناتوانی‌های ذهنی و روانی است که برخی از آنها مادرزادی و برخی دیگر بر اثر حوادثی که در مسیر زندگی روی می‌دهد ایجاد می‌شود و باعث می‌شود فرد از نظر بهره هوشی در سطح پایین‌تری نسبت به دیگران قرار گیرد.
گروه دیگر افرادی هستند که به صورت اکتسابی و در جمع گروه همسانان و همسالان خوش‌بینی را می‌آموزند. آنها در معرض گروه همسانان دچار تغییر باورهایشان می‌شوند.
از سوی دیگر توجه نکردن به نشانه‌ها نیز می‌تواند باعث ساده‌لوحی شود. اگر همه اتفاقات اطرافمان را با دقت ببینیم و رصد کنیم دیگر دچار اشتباه و ساده لوحی نمی‌شویم. متأسفانه کسانی که دچار ساده‌لوحی‌های پیشرفته هستند معمولاً درمان‌پذیر نیستند و در طول زندگی خسارات قابل توجه و معمولاً غیرقابل جبرانی را به خود و اطرافیانشان وارد می‌کنند.بنابراین خانواده‌ها موظفند آموزش‌های مکفی را برای کسب مهارت زندگی به فرزندانشان بیاموزند در غیر این صورت فرزند آنها دچار آسیب خواهد شد. به بیان دیگر والدین خانواده باید ابتدا  خود بیاموزند و بعد به فرزندان و اطرافیان خود بیاموزند. نکته مهم دیگر این است که در همه فریبکاری‌ها از باورها سوءاستفاده می‌شود. انسان‌ها هرقدر زودباورتر باشند زودتر فریب می‌خورند، بنابراین باید به تقویت باورها بپردازیم و از حدس زدن در مورد مسائل دوری کنیم زیرا حدس رد باورها و فرضیه‌های علمی و نادیده گرفتن نشانه‌ها است.
رسالت اجتماعی ما در مقابل افراد ساده لوح این است که کنارشان قرار بگیریم و به آنها به عنوان افراد نیازمند و افرادی که باید مورد حمایت علمی و روانی ما قرار گیرند نگاه کنیم، با این طرز فکر می‌توانیم اطلاعات‌مان را در اختیارشان قرار دهیم و آنها را در تصمیم‌گیری درست همراهی کنیم.

نوشته شده در شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۳ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

تحلیل شوک

ویسنده: مصطفی فروتن *

حسادت یک حس شایع و بدیهی است که با شدت و ضعف برای همه انسان ها اتفاق می افتد. اساساً بروز حسادت مانند واکنش نشان دادن مردمک چشم به نور است، اگر چشمی در برابر نور واکنش نشان ندهد، آن چشم سالم نیست. انسان نیز به خاطر داشتن رویکرد روانی، رفتاری و هوشمند بودن، خلقیات و احساس های مختلفی را درک می کند که قضیه حسادت در زندگی اجتماعی و فردی افراد را اجتناب ناپذیر می کند، اما علت حسادت چیست؟!
    هرگاه انسان احساس ناکافی بودن و بی کفایتی را در مورد یک موقعیت بیرونی یا درونی به دست آورد و خودش را در دستیابی به آن موقعیت ناتوان ببیند، احساس حسادت می کند که این حس تبعاتی را نیز به دنبال دارد. فرد حسود افکار به هم ریخته ای دارد و دائم به نکات منفی توجه می کند ولی باید این امر را نیز درنظر بگیریم که لزوماً حسادت بد نیست چرا که گاهی همین حس ناتوانی در مورد امری می تواند چرخ گردنده اتفاق های مثبت در زندگی افراد باشد و باعث تقویت حس ناتوانی در انجام کار شود.معمولاً افراد در سه حالت به حسادت واکنش نشان می دهند؛ در حالت اول حسادت باعث ارتقای کمی و کیفی فرد می شود تا وی خودش را مانند دوستش به درجات بالابرساند.
    در حالت دوم فرد حسود دچار یک حس نامطلوب می شود ولی درصدد تغییر خود بر نمی آید و به همین خاطر به تخریب عامل حسادت که باعث برانگیخته شدن وی می شود، عکس العمل نشان می دهد و سعی می کند طرف مقابل را که به وی حسودی می کند، در تمام مراحل و بعدهای زندگی اش تخریب کند تا خودش را بهتر از او و دیگری را در سطح پایین جلوه دهد، یعنی آباد کردن خود افراد با نابودی طرف مقابل.حالت سوم در حسادت، حالتی خنثی است که اساساً حالت مردمک چشم هم واکنشی نشان نمی دهد و از حالت نرمال بودن خارج می شود و فرد حسود می گوید: هرچی که هست به من ارتباطی ندارد، من همین هستم و کاری ندارم و هیچ تلاشی برای ارتقای سطح فردی و زندگی اش نمی کند.
     باید به این نکته نیز توجه کنیم که حسادت بچگانه با بزرگسالان فرق دارد، اما حس نامطلوب هر دوی آنها یکی است.
    افراد حسود برای مهار این حس ناخوشایندشان کنترل ندارند و به همین خاطر دچار تبعات ناگواری می شوند. امری که باعث حسادت و عامل برانگیزاننده قضاوت می شود، داشتن ثروت زیاد در خانواده، رویکرد تحصیلی عالی و... حتی مقایسه افراد با یکدیگر است. فرزندپروری های غلط نیز باعث بروز حسادت در میان افراد می شود.
    برای حل این معضل باید به نکاتی توجه کنیم:اول افراد باید حسادت را بشناسند که اصولاً حسود کیست و به چه رفتارهایی حسادت می گویند، سپس بعد از شناسایی این رفتار، افراد مهارت های ارتباطی خود را افزایش دهند چرا که دیده می شود هرچه افراد احساس بهتری داشته باشند، به رفتار مناسبتری دست می زنند و ناکامی بودن در امری را به گونه ای دیگر حل می کنند تا به موفقیت برسند.افزایش عزت نفس نیز باعث کاهش حسادت بین افراد می شود. خانواده ها و حاکمیت های اجتماعی نیز با فرهنگسازی، آموزش به افراد و حتی گذراندن دوره های مهارت زندگی در مدارس، خدمت سربازی برای همه افراد می تواند به کاهش حسادت و تبعات آن بینجامد و جنایت ها را به دوستی و مهرورزی تبدیل کند، زیرا دیده می شود برخی از جرم و جنایت هایی که در سطح شهر رخ می دهد یکی از دلایل آن حسادت و کنترل نکردن این حس ناخوشایند است.

منبع :‌http://iran-newspaper.com/?nid=5772&pid=11&type=0

نوشته شده در پنجشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۳ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

خانواده، یک سیستم اجتماعی است.این سیستم و سازمان اجتماعی در طول تاریخ، نقش حیاتی برای رشد و پیشرفت و اجتماعی شدن نوع انسان ایفا کرده است.خانواده بدون شک مهم ترین سازمانی است که بستر ساز رشد و رفاه جسمی، روانی و اجتماعی کودک و عامل رسیدن وی به تعادل فیزیکی و روانی و اجتماعی است. رویداد ازدواج ورود به مرحله جدیدی از زندگی است که بخش بسیار مهمی از حیات فردی و اجتماعی هر فرد را در بر می گیرد. چگونگی آغاز و شکل گیری روابط در رفتارها و برخوردهای بعدی آنها اثر گذار است و می تواند زوجین و فرزندان را تحت تأثیر مثبت یا منفی خود قرار بدهد.رضایت زناشویی یکی از مهم ترین و مؤثرترین عوامل در تداوم یک زندگی موفق، سالم و شاد، محسوب می شود. در شناسایی عوامل مؤثر در رضایت مندی زناشویی متخصصین توافق نظر دارند که موفقیت در ازدواج مستلزم توانایی و مهارت های خاصی در طرفین می باشد که یکی از آنها، مهارت های ارتباطی و حل مسئله می باشد. از طرف دیگر باید توجه داشت که تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، تغییرات خاصی را در نگرش به ازدواج و انتظارات طرفین از زندگی مشترک ایجاد نموده است. عدم استفاده از مهارت های لازم برای شروع و ادامه زندگی زناشویی لذت بخش می تواند منجر به تنهایی، بیماری جسمی و فشار روانی، احساس عدم صلاحیت و نارضایتی شغلی، مشکلات خانوادگی و حتی مرگ شود. مهارت های زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی مناسب و مؤثر برای انجام مسئولیت های
اجتماعی، انجام تصمیم گیری های صحیح، حل تعارض ها و کشمکش ها بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه می زنند.امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی، بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره و مقتضیات آن آسیب پذیر نموده است. پژوهش های
بی شماری نشان داده اند که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلالات روانی و عاطفی ریشه های اجتماعی دارند. برای غلبه بر مشکلات فردی و اجتماعی باید
توانایی های روانی – اجتماعی افراد را بالا برد. یکی از راه های بالا بردن توانایی های افراد آموزش مهارت های زندگی به آنان است.دکتر مصطفی فروتن روانشناس می گوید:"متاسفانه جوانان آموزش‌های لازم را برای تشکیل زندگی مشترک نمی‌بینند.آنان علاقه‌مند به خوشبختی هستند اما زمانی که از جوانان درباره تعریف خوشبختی می‌پرسیم، این افراد مصداق‌هایی را برای خوشبختی ذکر می‌کنند که منجر به این وضعیت نمی‌شود. از سوی دیگر افزایش سطح تحصیلات دختران و پسران موجب بالا رفتن توقعات آنها شده است و همین امر در کاهش ازدواج تاثیر دارد. سایت‌های همسریابی نیز با هدف کسب درآمد فعالیت می‌کنند و در روند ازدواج صحیح اختلالاتی را به وجود می‌آورند.این در حالی است که باید به این موضوع توجه ویژه‌ای شود. لازم است آموزش‌های لازم را به جوانان در این زمینه بدهیم این در حالی ا‌ست که تمام تبلیغات حتی در فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی در جهت عکس این موضوع است".با توجه به شرایط حاکم بر جامعه امروز، ازدواج سالم نیاز به آموزش و برنامه‎ریزی دارد. در واقع وقتی شخصی تصمیم به ازدواج می‎گیرد باید قبل از هر اقدامی در موسسات مشاوره‎ای و آموزشی حضور یافته و آگاهی خود را در این رابطه افزایش دهد.علاوه بر ارتقای مطالعه و شرکت در کلاس‎های آموزشی، بهتر است دو طرف مدت سه تا شش ماه را با جهت‎دهی خانواده‎ها و بدون جاری ساختن عقد با یکدیگر در ارتباط باشند، البته طرفین باید به بلوغ فکری رسیده باشند و در نظر بگیرند که لزومی ندارد همه اقوام از دوران نامزدی آن‎ها باخبر شوند. متاسفانه امروزه مهم‏‌ترین علت شکل‎گیری اختلاف بین زوجین، عدم درک متقابل و فقدان علایق مشترک است که همین امر نیز به خودی خود از نبود شناخت قبل از ازدواج ناشی می‌شود، چرا که زوجین باید در نظر داشته باشند زندگی مشترک شباهت زیادی به یک شراکت کاری دارد، هیچ قطعیتی وجود ندارد و جزییات برخورد با مشکلات احتمالی به صورت کتبی بیان می‌شود.زوجین باید همیشه هم‌سو با شرایط حاکم بر جامعه حرکت کنند و بر ویژگی‎های جسمانی و روحی یکدیگر واقف باشند. در واقع زن و مرد باید در نظر داشته باشند که هر شخصی برای تطبیق با زندگی مشترک، در وهله اول باید تغییر را از خود شروع کند و فکر تغییر دادن شخصیت طرف مقابلش را از ذهن بیرون کند.دکتر مهدی بیاتی روانشناس در این باره معتقد است:"به جوانان در زمینه ازدواج، چگونگی همسرداری و روابط خود با پدر و مادر آموزش کافی نمی‌دهیم و سیستم آموزشی ما در این زمینه تعطیل است. بنابراین چگونه انتظار داریم آمار طلاق کاهش یابد؟ تا زمانی که صدا و سیما بیشتر به تبلیغات توجه می‌کند تا برنامه‌سازی و اطلاع‌رسانی در زمینه مشکلات جوانان و موضوعات آنان دستخوش بازی‌های سیاسی قرار می‌گیرد، نباید توقع داشته باشیم که آنان بتوانند در حوزه همسریابی و همسرداری موفق عمل کنند. متاسفانه چون جوانان در زمینه ازدواج و همسرداری اطلاعات لازم را ندارند،به سایت‌های همسریابی مراجعه می‌کنند، این در حالی است که سایت‌های همسریابی به منظور کسب درآمد فعالیت می‌کنند و بیشتر جنبه تبلیغاتی دارند".دو انسان با فرهنگ، منش، خانواده و نگرش های متفاوت در زیر یک سقف زندگی مشترک خود را آغاز می کنند. در حالی که هیچ نهادی برای آشنایی آنان با مسائل زندگی تلاش و اقدامی نمی کند و این امر باعث می شود تا امروز با آمار نگران کننده ای در خصوص طلاق و زنان مطلقه مواجه باشیم.در کشور ما هیچ نهادی،
مهارت های زندگی را به نسل جوان آموزش نمی دهد و این امر در کنار مشکلاتی از جمله مهیا نبودن امکانات زندگی باعث شده تا بسیاری از ازدواج ها در سال اول زندگی به طلاق ختم شود. تجهیز همسران به مهارت های
ازدواج، با مطالعه کتب علمی، دینی و روان شناسی تا حدود زیادی ممکن می شود؛ اما از مسئولیت مسئولان و نهادهای فرهنگی در زمینه آموزش مهارت های ازدواج به زوجین و به ویژه جوانان در سن ازدواج، نمی کاهد.امیر عبدالحسینی عضو هیئت علمی دانشگاه پیام‌نور و عضو سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره در خصوص آموزشی که در حال حاضر به زوج های جوان داده می شود می گوید:"کسانی که می‌خواهند ازدواج کنند 2 تا 4 ساعت آموزش و مشاوره ازدواج می‌بینند و یک نفر برای زوجین سخنرانی می‌کند که معلوم نیست روان‌شناس است یا مشاور، اما در کل این جلسه متاسفانه صوری است و بعضا‌ در حدود یک ساعت هم تمام می‌شود. 43 تا 47 درصد طلاق‌ها در 5 سال آغاز زندگی زوجین شکل می‌گیرد،محدوده سنی زوجینی که طلاق می‌گیرند بین 19 تا 29 سال است و برخی هم با دارا بودن یک یا 2 فرزند تن به جدایی داده‌اند.ما پیشنهاد داده‌ایم به جای 2 تا 4 ساعت آموزش که قبل از مراسم عقد رسمی انجام می‌شود‌، این سازمان حدود 12 ساعت کار مشاوره‌ای برای کسب مهارت‌های زندگی در قالب فیلم و بسته‌های آموزشی انجام دهد و 2 سال این آموزش‌ها تداوم داشته باشد و هر زوج تحت نظر یک روان‌شناس یا مشاور خانواده باشند تا با راهنمایی آنها زندگی زوجین از سال اول مستحکم شود.اگر سال اول زندگی مشترک اعتماد زوجین به هم شکل گیرد، این زندگی دوام پیدا می‌کند، چون خیلی از مشکلات سال اول زندگی به این دلیل است که زوجین آگاهی لازم را ندارند و اگر مسئولان این فرصت را فراهم کنند و طرح جامع روان‌شناس خانواده اجرا شود، بسیاری از زندگی‌ها به طلاق منجر نمی‌شود.اگر این طرح اجرا شود یک زوج بعد از هر سئوال به مشاور خانوادگی خود مراجعه می‌کند، نه بعد از اینکه مشکلات حاد شده و راهی جز جدایی باقی نمی‌ماند‌. این در حالی است که زوجین در مشاوره گرفتن‌ها مهارت‌های زندگی را کسب می‌کنند".ترس از دست دادن طرف مقابل، سئوال نپرسیدن، ارتباط جنسی قبل از ازدواج، در ارتباط نبودن خانواده ها، تسلیم زرق و برق زندگی مادی شدن و نبود دوره کافی برای آشنایی بیشتر از اشتباهات اساسی است که دختران و پسران قبل از ازدواج با آن مواجه هستند.آموزش های
مهارت های زندگی مبتنی بر آموزه های دینی و ملی تضمین کننده دوام زندگی مشترک خانواده ها و زوج های
جوان است.این آموزش ها باید در سطح وسیع ، به طور برنامه ریزی شده و با استفاده از اساتید مجرب در سطح دانشگاه ها به جوانان و دانشجویان ارائه گردد .آموزش های
پیش از ازدواج در سه مبحث آشنایی، نامزدی و ازدواج ضرورت دارد.برای انجام هرکاری باید مهارت های لازم مربوط به آن را کسب کرد و سپس در مورد آن اقدام کرد و با توجه به فرهنگ ایرانی، اسلامی تصمیمات لازم را اتخاذ کرد تا دچار مشکل نشویم.

مصاحبت و همراهی،عشق و صمیمیت، شریک حمایت کننده، شریک جنسی و والد شدن از مهمترین دلایل درست ازدواج است.کسب آگاهی ها و اطلاعات لازم برای ایجاد یک رابطه سالم از عواملی است که در شناخت طرفین از یکدیگر بسیار کارآمد و در مهارتهای قبل از ازدواج جوانان موثر است.نیکوبرش،رئیس گروه برنامه‌ریزی و مشاور امور بانوان سازمان تبلیغات اسلامی معتقد است مشکلات مربوط به ازدواج فرهنگی و زمینه‌ای است.وی مشکلات مربوط به ازدواج را به دو بخش فرهنگی و زمینه‌ای تقسیم‌بندی کرده و می گوید:"برای رفع مشکلات ازدواج باید یک نگاه فرهنگی و یک نگاه تدوین زمینه و بسترهای مناسب را داشته باشیم.در زمینه فرهنگی ما محتوای غنی داریم و دلیل بسیاری از آسیب‌ها، طلاق‌ها، فرار از ازدواج و ... به خاطر این است که نگاه به زندگی متعالی تدوین نشده است.

اگر کسب زندگی متعالی هدف ازدواج باشد و مهارت‌های مناسب نیز آموزش داده شود مشکلات فرهنگی ازدواج رفع می‌شود.همه دستگاه‌ها باید یک نگاه فرهنگی درست داشته باشند تا ذهنیت افکار عمومی در گزینش معیارهای زندگی اصلاح و آسیب‌ها مرتفع شود".«پیمان ازدواج» بیش از هر امری نیازمند تجهیز طرفین آن به آگاهی در زمینه مهارت های «شناختی»، «ارتباطی»، «رفتاری» و «مهارت حل تعارض» است. مهارت های همسری با یک دیگر پیوستگی زیادی دارند و کسب هر یک از مهارت ها با یادگیری و به کارگیری سایر مهارت ها دست یافتنی است. سوء تفاهم ها و نهایتاً فروپاشی خانواده، می تواند آثار زیان باری برای همسران، فرزندان و نهایتاً جامعه به دنبال بیاورد. با این حال، رویکرد ارائه خدمات در ایران، در حوزه مسائل خانواده بیش تر جهت گیری «درمانی» دارد و لازم است «پیشگیری»، «آموزش» و «پربارسازی ازدواج»، بیشتر مورد توجه نهادهای فرهنگی به ویژه رسانه ها
قرار گیرد؛ چرا که لازمه موفقیت در هر امری «آگاهی» است و عدم آگاهی، ضربه بزرگی است که بر پیکره هر اقدامی وارد می شود.

http://www.resalat-news.com/fa/?code=188262

نوشته شده در چهارشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۳ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط نام آوران نظرات ()

 همایش سلامت روان و نقش زنان در جامعه در دانشگاه علوم پزشکی البرز

http://www.abzums.ac.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&CategoryID=5f808947-250f-4277-b34e-0f6af4b44234&WebPartID=2897c62f-d79b-474c-bc45-c88a297fbf0f&ID=4b522524-a0ff-4873-9761-1333725e269a

نوشته شده در شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۳ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط نام آوران نظرات ()


Design By : Pichak