متدولوژی زندگی برتر

کویر سرنوشت دریایی است که به آفتاب دل بست...

 مصطفی فروتن روانشناس در گفتگو با  خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران، در خصوص روشهای تقویت تمرکز گفت: به طور کلی هر چیزی که بر روی تمرکز ما تداخل ایجاد کند فقدان تمرکز یا حواس پرتی نامیده می‌شود. 

وی افزود: فقدان تمرکز دو دلیل شاخص دارد که یک سری از دلایل بیرونی یا اکسترنال نامیده می‌شود که به متغیرهای بیرون از زندگی ما بر می‌گردد مثل گرما و سرمای هوا که می‌تواند این تغییرات تمرکزی را به بار بیاورد. یک سری دیگر از دلایل، دلایل درونی یا اینترنال هستند. به عنوان مثال ما نسبت به یک موضوعی که از روز قبل و یا دقایقی قبل عصبی هستیم، این عصبانیت می‌تواند تا روزهای بعد ما را تحت‌الشعاع قرار دهد. 

این روانشناس تصریح کرد: برای مبارزه با عدم تمرکز چند گام ساده وجود دارد از جمله اینکه در ابتدا باید بدانیم این مسئله‌ای است که ایجاد شده است و منکر آن نشویم ودر واقع هر فردی با کنش داخلی خود برخورد اصولی برای حل مسئله داشته باشد. دیگر اینکه باید دلیل این قضیه را شناسایی کنیم یعنی باید بدانیم دلیل خارجی است یا درونی و متناسب با شناختی که از دلیل پیدا می‌کنیم نسبت به رفع آن اقدام کنیم.
 
فروتن در پایان خاطر نشان کرد: برای تمرکز هنگام مطالعه نیز فرد در ابتدا باید تکنیک‌های مطالعه را فرا بگیرد و موضوع دیگر اینکه شرایط محیطی زمان مطالعه در نظر گرفته شود و در واقع در فضایی باید به نتیجه برسیم که اساسا این اتفاق بتواند محقق شود. 

http://www.yjc.ir/fa/news/4962939/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85

نوشته شده در چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

تحلیل شوک 
فراموشی خاطرات تلخ

نویسنده: مصطفی فروتن*

هر انسانی در طول زندگی خود بارها اتفاق و خاطره های بد را تجربه کرده است. در حقیقت فضایی در ذهن ما به نام ناخودآگاه وجود دارد که هر اتفاق و هر آنچه از زاویه چشم آدمی می گذرد در ناخودآگاه ضبط و نگهداری می شود و گاهی یک محرک یا یک تلنگر آن اتفاقات را که به خاطراتی خوشایند یا ناخوشایند تبدیل شده دوباره زنده می کند. زنده شدن خاطرات مثبت همواره مورد رضایت ماست اما مشکل زمانی اتفاق می افتد که با خاطرات ناخوشایند و اتفاق های عذاب آور زندگی روبه رو می شویم. تصاویر نامطلوب و اتفاق های ناگواری که برای انسان پیش می آید می تواند تاثیر ناگواری بر زندگی شخص بگذارد.

 آنچه در باور همگان وجود دارد این است که در هر صورت خاطرات و اتفاقات ناخوشایندی که پیش می آید تنها در یک گستره زمانی در ذهن ما می ماند و پس از گذشت زمان به مرور کمرنگ می شود به اصطلاح انسان سرد می شود. این باور تا حدودی درست است، اما در بسیاری از تلخی های زندگی یا فقدان برخی عزیزان یا حادثه ای ناگوار همچون مشاهده سقوط یک هواپیما و سوختن مسافران آن ممکن است به مرور زمان نه تنها برای فرد عادی نشود بلکه باعث بروز واکنش هایی از جانب وی شود.اگر با گذشت زمان، تلخی ها و ناکامی ها کمرنگ نشود به اختلال پس از حادثه تبدیل می شود.این اختلال فرد مبتلارا درگیر واکنش های نامطلوبی می کند که زندگی اش را تحت تاثیر قرار می دهد. در چنین شرایطی فرد سعی می کند از هر راهی استفاده کند و خود را نجات دهد که دچار تبعات بعدی آن می شود.واقعیت این است که گذشت زمان روی فولاد اثر می گذارد اما نمی تواند خاطره ای را از ذهن انسان پاک کند و تنها باعث می شود غباری روی خاطرات فرد بنشیند. بنابراین اگر شیوه مناسبی برای رویارویی با اتفاقات نامطلوب زندگی اتخاذ نشود آن ها به آتش زیر خاکستر تبدیل می شوند.نکته مهم و قابل توجه در رویارویی با خاطرات خوشایند این است که شیوه درمان باید متناسب با نوع آن انتخاب شود.گاهی از تکنیک های تصور خیالی و نقش درمانی استفاده می شود گاهی روان درمانی و گاهی نیز درمان های دارویی و... به کارگرفته می شود اما آنچه مسلم است اینکه یک رویکرد و دیدگاه منطقی در زندگی می تواند فرد را از ابتلابه اختلالات پس از حادثه نجات دهد زیرا کمترین دستاورد اختلال پس از حادثه افسردگی و اضطراب است.کسی که در همه مسائل منطق را سرلوحه قرار دهد و از تمرکز کامل روی ناگواری ها بپرهیزد به عبارت دیگر مدام به اتفاق های ناخوشایند زندگی اش یا صحنه های دلخراشی که دیده است فکر نکند می تواند راحت تر از دیگران خاطرات ناخوشایندش را به فراموشی بسپارد.البته استفاده از رژیم غذایی مناسب و دارای ویتامین های گروه B و C نیز می تواند روان درگیر را تا حدودی آرام کند.البته نباید فراموش کرد به جای اینکه حل مساله را به زمان بسپاریم می توان با مداخله موثر روانشناس یا روان درمانگر از پیامدهای بعدی اتفاق جلوگیری کرد.
     
    
    * روانشناس و پژوهشگر علوم رفتاری

http://www.iran-newspaper.com/?nid=5733&pid=11&type=0

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

روزنامه ایران

تحلیل شوک

دزدی‌های‌کودکانه
 
مصطفی فروتن- روانشناس
و پژوهشگر علوم رفتاری

گاهی کودکان رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که باعث تعجب و ناراحتی والدین می‌شود. یکی از این رفتارها برداشتن وسایل دیگران بدون اجازه است که در عرف به آن دزدی گفته می‌شود. اما نباید به این رفتار کودکانه دزدی گفته شود و نباید به آن به‌عنوان یک بزه و آسیب اجتماعی نگاه کرد.کودکان به دلیل اطلاع نداشتن از ابعاد این رفتار مرتکب آن می‌شوند و معمولاً از تبعات کارشان بی‌خبرند.اما چه می‌شود که کودکی به سمت دزدی می‌رود؟

کنجکاوی و رفتارهای هیجان خواهانه بچه‌ها درهر مقطعی یک شکل است. گاهی کودکی یک وسیله را دوست دارد و همین دوست داشتن برای او کافی است تا برای به‌دست آوردن آن از هر میانبری استفاده کند.گاهی برخی کودکان به‌دنبال هیجان هستند و از این طریق هیجان خود را تخلیه می‌کنند، این مورد در خانواده‌های ثروتمند بسیار دیده می‌شود.
گاهی اوقات برخی کودکان برای انتقامگیری وسیله مربوط به دوست یا یکی از اطرافیان خود را برمی‌دارند.
در این بحث از تأثیر گروه همسالان و همسانان هم نباید غافل شد. در بسیاری از دزدی‌های کودکانه یا دوران نوجوانی نباید چشم‌پوشی کرد. بسیاری از نوجوانان برای اینکه بتوانند در میان همسالان و دوستان خود جایگاهی پیدا کنند یا از جمع آن‌ها طرد نشوند اقدام به این کار می‌کنند. البته از نقش تأثیر فیلم‌ها و سریال‌ها هم نباید غافل شد. در برخی فیلم‌های خارجی دزدی و رفتارهای تبهکارانه چنان جذاب و هیجان‌انگیز به تصویر کشیده می‌شوند که کودک یا نوجوان آن را رفتاری ناپسند نمی‌بیند.کودکانی هم از سر زیاده‌خواهی مرتکب چنین رفتاری می‌شوند. آن‌ها با وجود اینکه نیازهایشان به شکل مطلوبی تأمین می‌شود اما به‌دلیل زیاده‌خواهی سعی می‌کنند با برداشتن وسایل دیگران نیازهای خود را تأمین کنند.
گاهی اوقات هم دیده می‌شود کودک یا نوجوان برای اعتراض اشیایی را بدون اجازه بر می‌دارد. کودکانی که مورد بی‌مهری یا بی‌توجهی خانواده قرار گرفته‌اند یا نیازهای روانی آن‌ها در محیط خانواده تأمین نشده است با برداشت وسیله‌ای بدون اجازه سعی می‌کنند از خانواده خود انتقام بگیرند یا اعتراض خود را به اطرافیان نشان دهند.
در چنین شرایطی برخی  والدین با‌وجود اطلاع از رفتار فرزندشان عکس‌العمل نشان نمی‌دهند و تصور می‌کنند او کودک است و با قدم‌گذاشتن در دوران بزرگسالی همه این رفتارها را فراموش می‌کند‌اما این تصور و رفتار کاملاً اشتباه است. اگر خانواده امروز در رفتار فرزندش مداخله و مدیریت نکند نمی‌تواند وی را از تبعات رفتارش در بزرگسالی در امان بدارد.
اما رفتار خانواده باید بسیار حساب شده باشد و متناسب با میزان سن فرزند تصمیم‌گیری شود. فاکتور سن و علت‌یابی در این زمینه بسیار مهم است. پدر و مادر باید بدانند دزدیدن برای چه اتفاق افتاده است. متأسفانه معمولاً والدین در این زمینه مهارت کافی ندارند به همین دلیل پیشنهاد می‌شود از حضور مشاور استفاده شود. در مرحله بعدی پدر و مادر نباید واکنش هیجانی داشته باشند و با آرامش سؤالات غیر مستقیم بپرسند.برای مثال گفتن «می‌دانی دزدی کردی» درست نیست باید پرسیده شود «می‌دانی چکار کردی؟» در مرحله بعدی باید در مورد رفتارش توضیح داده شود. معمولاً بچه‌ها نمی‌دانند رفتارشان از نظر اجتماعی چه تعبیری دارد.در مرحله بعدی باید والدین همراه فرزندشان خسارت را جبران کنند تا وضعیت و نادرستی رفتار برای وی روشن شود.در حقیقت برای تربیت و جلوگیری از آسیب‌دیدگی آن‌ها باید از شیوه فرزند پروری مثبت استفاده کرد زیرا هر اتفاقی که بیفتد باز هم ریشه‌های آن به تربیت و رفتارهای خانوادگی بازمی‌گردد.

http://www.iran-newspaper.com/Newspaper/BlockPrint/26461

نوشته شده در یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ توسط نام آوران نظرات ()

فروتن روانشناس در گفتگو باخبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران، اظهار داشت: رابطه هایی که با نیت ازدواج انجام می گیرد، فوایدی هم دارد برای مثال شناخت الگوهای جنسیتی و شناخت ضمنی خصوصیات اخلاقی طرف مقابل داشته باشیم، اما باید تاکید کرد که روابط قبل از ازدواج به نوعی تاثیر معناداری در فرآیندهای روانی افراد به خصوص دختران در آینده خواهد داشت، به این معنی که اگر دختری برای مدتی طولانی با پسری رابطه داشته باشد، پس از مدتی تمام احساسات، اختیارات و افکار او تحت تاثیر فرد مذکور قرار می گیرد و چیزی که امکان دارد در ادامه رابطه اتفاق بیفتد، این است که همه چیز در این بین پاره شود و نفر بعدی که در زندگی دختر می آید میراث ار خاطره ای است که خود فرد مقصر آن نیست.

این روانشناس تصریح کرد: چند آیتم بسیار مهم در روابط پیش از ازدواج وجود دارد، آیتم اول لجام گسیختگی عاطفی و روانی است. دختر و پسری که قبل از ازدواج می پذیرند آزمون و خطا کنند وارد رابطه ای بدون اطمینان می شوند که فردا ممکن است این رابطه نباشد، لجام گسیختگی عاطفی و روانی به معنای این است که ذهن فرد شروع به پرواز می کند و به جایی می رسد که خیلی چیزها برایش بی اهمیت می شود.
 
آیتم بعدی عادت کردن به بی تعهدی است، یعنی فرد مسئولیت پذیری و پاسخگویی را نسبت به خودش و دیگران از دست می دهد و پایبندی به طرف مقابل در زندگی آینده نخواهند داشت.
 
آیتم سوم احساس گناه است، چیزی که اتفاق می افتد این است که همسر امروز من باید از تمام احساسات و عواطف من بهره برداری کند و من نباید در گذشته تمام احساس خود را به فرد دیگری ابراز می کردم که موجب بی رنگ شدن ارتباط اصلی می شود.
 
وی در ادامه بیان کرد: مهمترین آیتم مقیاس های ناخودآگاه است. دختری که با پسری قبل از ازدواج خود رابطه دیگری داشته است بدون اینکه خودش بخواهد فرد قبلی را با همسر فعلی خود مقایسه می کند. راجع به پسران هم همین اتفاق می افتد، حتی اگر همسر فعلی چند پله بالاتر از رابطه قبلی فرد باشد، بازهم خاطرات مشترک و نشانگان قبلی افکار فرد را به طور ناخودآگاه تحت تاثیر قرار می دهد.
 
فروتن در پایان خاطرنشان کرد: شناخت پیدا کردن براساس این دسته از روابط شناخت درستی نیست که در نهایت طلاق جزو تبعات این قضیه است.
 
یک نکته مهم خودشناسی قبل از ازدواج بسیار مهم است، به این معنا که خصوصیات و خلقیات خودمان را بشناسیم و بدانیم دارای چه ویژگی های شخصیتی هستیم. نکته مهم بعدی نظارت اصولی و کارشناسی والدین است، یعنی والدین مهارت های فرزندپروری و ارتباطی با جوانان را بیاموزند و علاوه بر این خود جوانان هم مهارت های زندگی را بیاموزند، به این معنی که بدانند هدف آنها از زندگی چیست، ازدواج چه نتیجه ای برای آنها خواهد داشت، چه فیلترهایی را باید در زندگی خود در نظر بگیرند (مسائل اقتصادی، خانواده و ...) و به طور کلی پکیج مهارت های زندگی را بیاموزند که در نهایت در زندگی خود دچار مشکل نشوند.
 

http://www.yjc.ir/fa/news/4954620/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC

 

نوشته شده در یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط نام آوران نظرات ()


Design By : Pichak