متدولوژی زندگی برتر

کویر سرنوشت دریایی است که به آفتاب دل بست...

ازدواج عاقلانه و آگاهانه عامل اصلی خوشبختی هر فرد است وقتی دختران نوجوان را از دنیای کودکانه‌شان جدا می‌کنیم و بر سر سفره عقد می‌نشانیم به راستی این قصد را داریم که برای وی یک زندگی پر از خوشبختی رقم بزنیم.
مصطفی فروتن روانشناس و محقق اجتماعی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران، گفت: بیشتر این ازدواج‌های زودهنگام دردیواره‌های مرزی کشور ما اتفاق می‌افتد.
 
بخش اعظمی از این ازدواج‌ها با رویکرد اقتصادی صورت می‌گیرد با گسترش فضای صنعتی جوامع بشری این مبحث نه تنها در کشور ما بلکه در بسیاری از کشورهای اروپایی اتفاق می‌افتد.
 
وی در ادامه بیان داشت: در رویکردهای اقتصادی به هنگام ازدواج دختران کم سن و سال به نوعی تمایل به ازدواج با افرادی دارند که 2.5 برابر آنها سن دارد.
 
فروتن در ادامه اظهار داشت: رویکردهای اقتصادی در زمینه ازدواج دختران زیر 15 سال شامل دو تیم زیر می‌شود:
 
گروهی که تحت فشار خانواده خود تن به ازدواج زودهنگام می‌دهند بعضا بعضی از افراد به خاطر افزایش یارانه دختران کم سن و سال خود را مجبور به ازدواج می‌کنند.
 
گروه دیگر مردانی هستند که به دلیل تمکن مالی به سراغ دختران کم سن و سال که از خانواده‌های ضعیف هستند می‌روند و پس از ازدواج با این دختران هر دو طرف احساس برد در این معامله را دارند.
 
وی در ادامه بیان داشت: مشکل اصلی این سبک ازدواج‌ها زمانی شروع می‌شود که دختر وارد دهه دوم یا سوم زندگی خود می‌شود در این زمان است که دختر بیان می‌کند که من در نوجوانی نیاز به کسی داشته‌ام که بتواند من را از لحاظ مالی حمایت کند و به همین دلیل ازدواج کرده‌ام اما حالا در دهه بالاتر زندگی‌اش از این نوع ازدواج پشیمان است.
 
هنگامی که فرد نشسته است هر نوع آبی را می‌نوشد ولی وقتی رفع عطش پیدا کرد تازه به مزه آب فکر می‌کند و در این زمان است که به بعد عاطفی ازدواج نیز فکر می‌کند.
 
وی در پایان خاطرنشان کرد: سبک و نوع ازدواج در کشور ما جای کار فراوان دارد درست است که به ازدواج ترغیب می‌شویم اما ازدواج زیر 15 سوال در زمان طفولیت اصلا مناسب نیست.
 
درخصوص زمینه‌های اقتصادی فراهم کردن یک رفاه نسبی باعث می‌شود که خانواده دخترانشان را به خاطر مشکلات مالی مجبور به ازدواج کنند؟؟

http://www.yjc.ir/fa/news/4924272/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85
نوشته شده در چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ توسط نام آوران نظرات ()

یک روانشناس گفت: افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند پاسخگوی مسائل خود نیستند.
 مصطفی فروتن، روانشناس و محقق علوم اجتماعی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران، گفت: به زبان خیلی ساده عدم اعتماد به نفس یعنی اینکه می‌دانم، اما نمی‌توانم انجام بدهم و در واقع این بحث ریشه در فردیت شخص دارد.

وی اظهار داشت: به صورت کلی داشتن یا نداشتن اعتمادبه‌نفس دارای سه سر فصل بزرگ است که شامل دلایل شخصی یا فردی، دلایل خانوادگی و دلایل اجتماعی است.

این روانشناس تصریح کرد: عوامل فردی اعتمادبه‌نفس شامل مواردی است از جمله عوامل فردی درماندگی آموخته شده است، یعنی فرد فکر می‌کند دست به هر کاری می‌زند بازتاب خرابکاری در گذشته داشته باشد، شکست‌های متوالی که این افراد می‌خورند و باعث می‌شود ناخودآگاه اعتمادبه‌نفس خود را از دست بدهند، کپی‌برداری غیراصولی که متعلق به خود ما نیست به عنوان مثال تصمیم می‌گیریم خود را با شخص دیگری مقایسه کنیم، بحث بیماری‌ها صرف نظر از بیماری‌های جسمی و روانی که فرد را مجبور به عزلت و گوشه‌‌نشینی می‌کند، هنگامی که مقیاس درست از خود نداریم شروع به توقع از خود می‌کنیم که این توقعات نابجا سبب عدم اعتمادبه‌نفس می‌شود.

وی در ادامه افزود: گروه دوم در حوزه خانواده است که شامل موارد زیر است: فرزند پروری غلط که ناشی از نگاه والدین و مقایسه کردن فرزندان است، مصادیق طلاق اعم از عاطفی و شناسنامه‌ای و مشاجرات و منازعات خانوادگی است.

فروتن عنوان کرد: گروه سوم حوزه اجتماعی است که شامل بحران‌ها است چه در حوزه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی باشد. نظام ربا، رشوه و افزایش میزان کلاهبرداری‌های اقتصادی حاکی از افزایش عدم اعتماد به نفس اجتماعی است یعنی فرد احساس می‌کند که نمی‌تواند در‌آمدی تولید کند و آنچه را که به هر ترتیب توشه کرده در اختیار افراد سو‌ء استفاده‌گر قرار می‌گیرد.

فروتن نقش مطالعه و دانش اجتماعی را در کاهش عدم اعتماد به نفس بسیار مؤثر دانست و در پایان خاطرنشان کرد: خانواده‌ها باید الگوی مناسبی برای فرزند خود باشند و اینکه افراد باید دانش اجتماعی خود را بالا ببرند از قبیل خواندن روزنامه و ... که این اولین گام مؤثر برای درمان عدم اعتماد به نفس است و نکته دیگر اینکه فرد باید یاد بگیرد پاسخگوی مسائل خود باشد وظیفه اجتماع نیز ایجاد بسترها و فرصت‌های اجتماعی است که این نیز گام مؤثری در افزایش اعتماد به نفس است.

http://www.yjc.ir/fa/news/4947002/%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF
نوشته شده در چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ توسط نام آوران نظرات ()

وقتی خبر رسید که ایران دومین کشور مصرف کننده‌ی لوازم آرایش درخاورمیانه است هیچ کس گمان نمی‌کرد قسمتی از این مصرف کنندگان را آقایان تشکیل دهند.
 به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران، شیوع رفتارهای زنانه در بین آقایان از جایی شروع شد که آنها علاقمند به مصرف لوازم آرایش شدند. براساس تحقیقات به دست در سال 84 در گزارش‌هایی غیر رسمی اعلام شد که از هر 100 مرد 7 نفر از لوازم آرایش استفاده می‌کنند. گروه سن این افراد بین 13 تا 24 بود اما پس از گذشت 9 سال این آمارها به 12درصد رسید و شروع فاجعه از این جا کلید خورد....

مصطفی فروتن روانشناس و محقق اجتماعی گفت: استفاده از لوازم آرایش توسط آقایان از گذشته تا به امروز مرسوم بوده است اما زمانی این قضیه به عنوان یک آسیب فرهنگی و اجتماعی مطرح شد که اشاره‌ی آقایان از لوازم آرایش از چارچوب‌های فرهنگی خود خارج شد و با گذشت زمان تبدیل به رفتارهای زنانه شد. 

وی در خصوص علل تمایل آقایان به رفتارهای زنانه اینگونه بیان داشت: از سن 3 تا 7 سالگی زمانی است که کوک هویت جنسی خود را پیدا می‌کند و بی توجهی والدین دراین سن به کودکان باعث می‌شود که کودک نتواند هویت جنسی خود را به خوبی درک کند در حال حاضر پدران برای تأمین معاش خانواده ساعت‌های طولانی را خارج از خانه به سر می‌برند و همین امر موجب می‌شود که برای فرزند پسر الگوی مناسبی در منزل وجود نداشته باشد و مادر به نوعی نقش پدر را برای فرزند ذکورش ایفا می‌کند. 
 
 
بعضا در خانواده‌هایی دیده شده که خواهان فرزند دختر بوده‌اند اما خداوند به آنها فرزند پسر داده ولی خانواده به گونه‌ای با فرزند پسر خود رفتاری کنند که وی دچار الگو برداری غلط می‌شود. 

وی در ادامه گفت: گروهی از مردها صرفا از روی کنجکاوی نسبت به جنس مخالف خود به سمت رفتارهای زنانه گرایش پیدا می‌کنند. 

در گذشته مردان سعی می‌کردند که لباس‌هایی خاص با رنگ‌های سنگین بپوشند ولی متأسفانه امروز مردان بیشتر به لباس‌هایی با رنگ‌ها و طرح‌های زنانه علاقمند هستند که این ماجرا بسیار ناراحت کننده است. 

فروتن در ادامه بیان داشت: نابود کردن زیرساخت‌های فرهنگی یک جامعه صدها بار بدتر از نابودی نظامی یک کشور در ادامه‌ی این گونه رفتارها نیز دقیقا فرهنگ کشور را رو به نابودی می‌برد و یکی از عوامل این نابودی کسانی هستند که این گونه رفتارها را ارزش گذاری کرده و مهر تأییدی بر‌ آن می‌زنند.
 
وی در ادامه گفت: من به عنوان یک محقق اجتماعی دلواپسی خود را این گونه بیان می‌کنم: هنگامی که یک پسر 18 ساله لباس زنانه می‌پوشد و یا از لوازم آرایش زنانه استفاده می‌کند عمق این ماجرا در حال مشخص نیست ام فاجعه زمانی اتفاق می‌افتد که پسر 18 ساله‌ی امروز مرد خانواده‌ی فردا می‌شود، مردی که ازدواج می‌کند و صاحب فرزند می‌شود و این مرد مسلما نمی‌تواند الگوی مناسبی برای فرزندانش باشد. 

وی در پایان خاطرنشان کرد: بارها گفته شده که هر رفتاری که در ما ندیده می‌شود از تربیت خانوادگی، سرچشمه می‌گیرد این موضوع کاملا درست است خانواده‌ها با تربیت مناسب و نهادینه کردن ارزش‌ها در نهاد فرزندان پسر خود می‌توانند از بروز این گونه رفتارها از سوی آنها جلوگیری کنند اما از نقش مسئولین کشور نیز نمی‌توان چشم پوشی کرد، مسئولین با ایجاد فضاهایی که جوانان بتوانند هیجانات کاذب خود را در آن تخلیه کنند می‌توانند گام موثری در جلوگیری از بروز این گونه رفتارها از سوی جوانان بردارند. 
نوشته شده در چهارشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۳ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

دکتر مصطفی فروتن در گفتگوی اختصاصی با شفا آنلاین ضمن اعلام این مطلب درباره علل غیبت کردن، اظهار داشت: بیش از 50 درصد چنین افرادی بدون قصد و نیت دست به غیبت می زنند و آن را امری عادی تلقی می کنند.

گروه همسالان

وی گروه بعدی غیبت کنندگان را همسالان دانست و تصریح کرد: برای نمونه میان دو همکار یا هم کلاسی چنین پدیده ای به چشم می خورد.

غیبت در افراد دچار ضعف شخصیت

پژوهشگر اجتماعی ادامه داد: همچنین افرادی که دارای ضعف شخصیت هستند؛ ارزش ها را به اندازه کافی درک و اجرا نمی کنند، دارای شخصیت محکمی نیستند و برای مواجه با برخی افراد دچار مشکل می شوند و به علت عدم توان رو در رویی با آنان گاهی اوقات به صورت غیر مستقیم با هدف تخریب و کمرنگ کردن پشت سرشان غیبت می کنند.

افراد دچار اختلال شخصیت

فروتن خاطرنشان کرد: در واقع عده ای از افراد مبتلا به اختلال شخصیت به صورت بیمار گونه غیبت نمی کنند یعنی آنها با اشتباه ندانستن این پدیده خود را محق انجام آن نیز می دانند.

وی افزود: دسته دیگر افراد مبتلا به اختلال شخصیت به صورت بیمار گونه اند و برای غیبت کردن سرمایه گذاری می کنند، حال آن که بحران زمانی معنا می گیرد که چنین افرادی دیگران را نیز با خود همسو نمایند.

وی یادآور شد: یعنی فرد بدون خواسته قلبی وارد این سناریو می شود و در واقع با تخریب دیگران دست به یک کار ضد ارزشی می زند.

به گفته وی منشأ بروز غیبت در بطن خانواده است. یعنی یا خود خانواده  نسبت به آن اقدام می کند، یا بر آن دامن می زند و یا با بی توجهی باعث گسترش چنین فضایی می شود.

تبعات غیبت کردن

این روانشناس گسترش شایعه- افزایش دروغ، افزایش مشاجرات، جدل و کدورت ها، از بین رفتن حس اعتماد میان افراد و در نهایت تنهایی را تبعات ناشی از غیبت کردن برشمرد.

راهکارهای خودداری از غیبت کردن

فروتن توجه به یک اصل علمی را راهکار اول برای خودداری از غیبت اعلام و تأکید کرد: همه با این مثال معروف آشنا هستند که برای نمونه " حرفتو کجا شنیدی؟ همان جا که حرف دیگران بود". افراد باید بر این اصل که هر فعلی بازتابی دارد اعتقاد داشته باشند، یعنی اگر پشت سر کسی حرف بزنند؛ عده ای هم پشت سر وی دست به چنین کاری خواهند زد.

عدم حضور و مشارکت در مجامعی که غیبت می کنند

وی ادامه داد: در واقع یکی دیگر از راهکارها عدم حضور و مشارکت در مجامعی که غیبت می کنند، است .حال آن که در صورت عدم حضور یا ترک آن محل فرد مجبور به تأیید یا تکذیب سخنان توام با غیبت اطرافیان نیست.

توجه به ارزش های اخلاقی و دینی

پژوهشگر اجتماعی برای مقابله با غیبت کردن، توجه به ارزش های اخلاقی و دینی را عامل دیگری برشمرد و به شفا آنلاین گفت: توجه به تعالیم دینی؛ مذهبی و ارزش های اخلاقی فرد را از این پدیده دور می کند.

وی همچنین با تأکید بر رعایت یکسری اصول و مقررات بحث رویارویی را در مقابله با غیبت کردن موثر دانست و بیان کرد: در رویایی دو هدف نهفته است. ابتدا به فردی که غیبت می کند یک پیغام فردی داده می شود و سپس پیغام برای آن مجموعه که من دوست ندارم پشت سرم غیبت کنید.

http://shafaonline.ir/fa/news/29101/%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%A8%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87

نوشته شده در دوشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩۳ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ توسط نام آوران نظرات ()

واکاوی بروز برخی اتفاقات ناگوار در مهدهای کودک
 
مشکلات مهدهای کودک یک مقصر ندارد
 
 
براساس آمار 8 میلیون کودک زیر 7 سال در ایران زندگی می‌کنند که از این تعداد 750 هزار نفر از خدمات مهدهای کودک بهره‌مند می‌شوند.در حال حاضر 17 هزار و 800 مهد کودک با 150 هزار نیرو، مسئول نگهداری این تعداد کودک هستند.یکی از دغدغه‌های اصلی خانواده‌های امروزی نحوه نگهداری و حفاظت از کودکان در مهدهای کودک است. اینکه آیا استانداردهای لازم مثل طراحی فضا، آموزش و مهمتر از همه تخصص مربی در مهدها لحاظ می‌شود، همواره از سؤالاتی است که ذهن خانواده‌ها را به خود درگیر کرده است.طبعاً ایمنی کودک که در واقع حرف اول و آخر را در مهدها می‌زند، باید مورد توجه متولیان امر قرار گیرد. مقایسه مهدهای ایران با کشورهای توسعه یافته که در آن‌ها نکات و ضوابط ساختمانی، آموزشی، مراقبت، بهداشت و نیروی انسانی مورد مطالعه قرار گرفته نشان می‌دهد که در ایران این قوانین و ضوابط  در موارد فراوانی به درستی اجرا و لحاظ نمی‌شود.کارشناسان معماری براین باورند که ساختمان مهد باید از استانداردهای لازم برخوردار باشد چون کودک محوری از جمله مسائلی است که باید در طراحی ساختمان‌های مهد، اولویت اصلی باشد.به دلیل بالابودن هزینه‌ها بویژه تهیه فضا، بسیاری از مهدهای کودک به صورت استیجاری فعالیت می‌کنند و این امر موجب می‌شود استانداردهای لازم رعایت نشود و از الگوهای اصلی و شاخص‌های استاندارد فاصله بگیرند. از طرفی نبودن نیروی متخصص و کارآمد در برخی از مهدهای کودک، آسیب‌های جدی به تربیت و آموزش کودکان سپرده شده به مهدها می‌زند که گاهی این آسیب‌ها محسوس است و گاهی اثرات آن در سنین بالاتر بروز می‌کند.

تاریخچه  تأسیس مهد در دنیا هنوز شناخته نشده است و درگذشته افرادی با عنوان «دایه» یا «لـله» مسئولیت نگهداری و تربیت بچه‌ها را برعهده می‌گرفتند و لـله‌ها در منازل به نگهداری کودک اقدام می‌کردند. این روند ادامه داشت تا اینکه از حدوداً 5دهه پیش فضای اولیه مهدهای کودک در ایران شکل گرفت که هدفی جز آموزش نداشت.

کودکان کی وارد مهد شوند؟
دکتـــر مصطفی فروتن، روانشناس، مدرس و محقق علوم رفتاری بر این باور است که اساساً مهد کودک پدیده‌ای سهل و ممتنع است یعنی هم می‌تواند خوب باشد و هم بد.
به گفته او، برای رفتن کودک به مهد و استفاده از فضای آن یک نکته ضروری و حائز اهمیت است و آن شرایط تعیین‌کننده زمان ورود کودک به مهد است.
به عقیده فروتن، در خانواده‌هایی که پدر و مادرها از  استرس شدید رنج می‌برند و دچار نوعی آشفتگی روحی و روانی هستند دور شدن کودک از فضای خانه به او در کاهش فشار روانی کمک می‌کند و یا والدینی که شاغل هستند به ناچار باید کودک خود را وارد فضای مهد کنند.
او سن 2 یا 3 سالگی را بهترین زمان برای آمادگی پذیرش کودک به محیط‌های جدید مثل مهدکودک می‌داند و می‌گوید: یکی از فواید مهم مهد کودک، ایجاد احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس در کودکان است. البته باید توجه داشت که هر تغییری در محیط استرس ‌زا است و می‌تواند حتی در بزرگسالان  نیز تأثیر بگذارد. از طرفی آموزش مسئولیت‌پذیری و گسترش ارتباط را می‌توان از دیگر فواید مهدها نام برد. معمولاً بچه‌هایی که در سن پایین مشارکت‌های اجتماعی را آموزش می‌بینند به طور قطع در سنین بالاتر فضای بهتری را می‌توانند تجربه کنند.
به گفته این روانشناس، افرادی که در کودکی تنها با والدین و افراد آشنا بزرگ شده‌اند در بزرگسالی احساس ناکارآمدی می‌کنند.
او کنترل هیجان و مدیریت هیجان را از دیگر نکات مثبت می‌داند که کودکان می‌توانند در مهدهای کودک بیاموزند.
همانگونه که هر مهد می‌تواند شاخص‌های مثبت داشته باشد، در کنار فواید آن می‌تواند آسیب‌هایی را نیز با خود همراه سازد.
فروتن یکی از مهم‌ترین خطراتی را که می‌تواند در فضاهای مهد وجود داشته باشد، حضور مربی ناکارآزموده می‌داند، یعنی افرادی که تخصص ندارند.
به گفته این مدرس و محقق علوم رفتاری، در کشورهای توسعه یافته مربی فردی است که گواهی‌های تخصصی زیادی را کسب کرده است اما این ضعف در سیستم ما وجود دارد که برخی از مربیان خود مشکلات رفتاری دارند و علاوه بر آن تنها به یک دیپلم مرتبط بسنده کرده و وارد فضای مهد شده‌اند.
او همچنین بر این باور است که برخی از مربیان در دوران کودکی قربانی خشونت والدین خود شده‌اند و امروز در مقابل کودکان پرخاشگری می‌کنند. اینها به دلیل نیاز مالی به عنوان مربی تعریف و وارد فضای مهد می‌شوند.
او وجود بیماری‌های عفونی و شایع بودن آن را در مهدها از دیگر خطرات و آسیب‌های مهد می‌داند و علاوه بر آن به موضوع ترس مرضی اشاره می‌کند و می‌افزاید: ترس مرضی ترسی است که واقعیت ندارد یعنی منبعی برای آن وجود ندارد اما معمولاً در برخی از مهدها به عنوان ابزار ناصحیح و غیراصولی تربیت و کنترل بچه‌ها استفاده می‌شود. حتی والدین هم از این روش برای تربیت کودکان خود استفاده می‌کنند. بنابراین کودک خود با این موضوع در خانواده درگیر است در مجاورت با دوستان همسال خود نیز موجب انتشار آن می‌شود. از طرفی اضطراب جدایی مدیریت نشده موجب می‌شود تا کودک با ترس مزمن رشد کند و دارای رفتارهای ناهنجار شود.
به گفته او نگرانی یا اتفاق دیگری که با ورود کودک به مهد می‌افتد ، نداشتن احساس عاطفی آن‌ها نسبت به خانواده است. این احساس می‌تواند در بزرگسالی به نوعی بی‌تعهدی تبدیل شود.

ضرورت بازنگری کیفی
او در پاسخ به این که مهدهای ما چقدر از استانداردهای لازم برخوردار هستند می‌گوید: گاهی فقدان قانون وجود دارد و گاهی ضعف قانون و در مواقعی قوانین موجود برای ایجاد یک مهد از سرفصل‌های لازم برخوردار نیست. در مواقعی هم قانون خوب وجود دارد، اما اجرا نمی‌شود.
به گفته او، ما در ارتباط با قوانینی که در آیین‌نامه مهد‌کودک وجود دارد، در تئوری خیلی تبصره و بند داریم و مهدهایی را شاهد هستیم که خوب کار می‌کنند، اما این موضوع تبدیل به داستان مدارس غیر‌انتفاعی شده، یعنی اگر مهد خوب می‌خواهید، باید پول بیشتری هزینه کنید.
او بر این باور است که اساساً این نکته به فراموشی سپرده شده است که هدف نگهداری از بچه نیست، بلکه آموزش و تربیت کودک متناسب با سن او حائز اهمیت است. این در حالی است که امروزه این موضوع به گونه‌ای جا افتاده که اگر آموزش خوب می‌خواهید، باید در فلان مهد ثبت‌نام کنید و شهریه چند برابری پرداخت کنید.
به اعتقاد این روانشناس، باید یک بازنگری کیفی در این امر صورت بگیرد و متأسفانه کمیتی وجود ندارد.
او معتقد است که این نقیصه یک مقصر و یا یک مسئول ندارد، بلکه همه مقصرند و مسئول.
او در ادامه به بحث ایمنی ساختار مهد اشاره می‌کند و یادآور می‌شود: ایمنی در مهدهای کودک حرف اول را می‌زند. معمولاً استفاده از سخت‌افزارها و چیدمان‌هایی که در فضا وجود دارد، بسیار مهم است. امروزه استانداردها به جایی رسیده که از اقلام «فایبرگلاس» استفاده می‌شود، اما نمی‌توان گفت که این اقلام تعیین‌کننده استانداردها هستند، چون بسیاری از فضاها ممکن است از نظر فرم مناسب باشند، اما ایمن محور بودن آنها مد‌نظر قرار نگیرد.فروتن نکته‌ای را که والدین در انتخاب مهد همواره باید مد‌نظر قرار دهند، بررسی نیروی انسانی آن می‌داند.

خطاها به صفر نمی‌رسد
نظارت بر فعالیت 17 هزار و 800 مهد کودک اعم از خدماتی، آموزشی، نیروی انسانی و غیره مسئولیت سنگینی است که بر دوش سازمان بهزیستی قرار گرفته است. به هر حال باید در نظر گرفت که در برخی از مهدها تخلف آموزشی، خدماتی و نیروی انسانی صورت می‌گیرد، اگرچه نمی‌توان آمار تخلف را به صفر رساند، اما می‌توان آمار تخلفات را تقلیل داد.
محمد نفریه معاون اجتماعی سازمان بهزیستی بر این باور است که به دلیل مشکلات تکنیکی و نیروی انسانی نمی‌توان خطاها را به صفر رساند، اما می‌توان سطوح نظارتی را ارتقا داد.
او امنیت روانی کودک را از جمله مسائلی می‌داند که همواره باید مورد توجه قرار گیرد و هنگام بروز رفتارهای نابهنجار از سوی مربی باید با آن برخورد جدی شود.
نفریه بیشترین آمار تخلفات در مهدهای کودک را موضوع شهریه می‌داند که از سوی والدین گزارش می‌شود. همچنین رعایت نکردن استانداردها یا نبودن مسئول فنی یا ارائه آموزش‌هایی که در جدول آموزش‌ها تدوین نشده است، از دیگر تخلفاتی است که مسئولان و والدین با آنها روبه‌رو هستند.
به گفته نفریه، اگر آموزشی در مهد فراتر از آموزش‌های تعیین شده در قوانین مهد باشد، یعنی به ازای آن مربی خارج از مهد به صورت حرفه‌ای و تخصصی کودکان را آموزش دهد، شهریه جداگانه دارد، در غیر این صورت تخلف محسوب می‌شود.
او یکی از مشکلات موجود را استیجاری بودن بسیاری از فضاهای مهد می‌داند که موجب می‌شود تا از استانداردهای لازم فاصله گرفته شود. مثلاً در برخی از مهدها ظرفیت‌ها رعایت نمی‌شود و این امر موجب بروز مشکلاتی برای بچه‌ها می‌شود.
به گفته معاون اجتماعی سازمان بهزیستی، 8 درصد از مهدهای کشور 3 ستاره هستند، در حالی که 80 درصد از آنها استیجاری هستند و این یکی از نواقص موجود در کشور محسوب می‌شود.
او در ادامه می‌گوید: قوانین حمایتی در کشورهای توسعه‌یافته از والدین که کودکان خود را به مهد کودک می‌گذارند، صورت می‌گیرد، اما این قوانین در کشور ما وجود ندارد. او همچنین می‌افزاید: شاید یکی از دلایلی که موجب می‌شود دولت حمایت‌های لازم را از مهدهای کودک نکند، این است که ضرورتی برای نگهداری کودک در مهد نمی‌بیند. اما باید گفت که در گذشته ساختارها متمرکز بود و زنان کمتر به کار مشغول بودند، اما امروز شرایط فعلی ایجاب می‌کند تا مهد کودک وجود داشته باشد.
به اعتقاد او، منطقی نیست که همه کودکان در مهد نگهداری شوند، چون بهترین آموزش‌ها در دامان خانواده‌ها است.
به نظر نفریه، 30 درصد از خانواده‌ها نیاز دارند کودکانشان را به مهد بسپارند. این در حالی است که اکنون 10 تا 15 درصد از کودکان در مهد و 80 درصد آنها در خانواده‌ها تربیت می‌شوند.
حمیدرضا الوند مدیرکل کودک و نوجوان سازمان بهزیستی نیز به شاخص‌های مهم برای رتبه‌بندی مهدهای کودک اشاره می‌کند و می‌گوید: برای اخذ رتبه 5، شاخص‌های مهمی مثل محیط فیزیکی و تجهیزات، بهداشت، ایمنی و تغذیه، قوانین و مقررات، نیروی انسانی و آموزش لازم است که هر کدام زیرشاخه‌هایی دارد.
به گفته او، در مهدهای شهری، 25 گزینه در شرایط فیزیکی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد که 45 امتیاز دارد، در ایمنی 26 گزینه با 40 امتیاز، قوانین و مقررات 22 گزینه با 5/48 امتیاز، نیروی انسانی 14 گزینه با 5/36 امتیاز و آموزش 40 گزینه با 51 امتیاز که مجموع امتیازات برای گرفتن 3 ستاره باید به 220 امتیاز برسد.
به گفته الوند، سال گذشته رتبه‌بندی مهدهای روستایی نیز اعلام شد که تا پایان بهمن ماه امسال باید آنها هم به استانداردهای لازم نزدیک شوند تا درجه بگیرند. مهدهای روستایی همانند مهدهای شهری باید فاکتورهای فیزیکی 9گزینه با 12 امتیاز، ایمنی 18گزینه با 5/24 امتیاز، قوانین 14گزینه و 15 امتیاز، نیروی انسانی 10 گزینه و 5/19 امتیاز و آموزش 23 گزینه و 29 امتیاز کسب کنند تا موفق به کسب 3 ستاره شوند.
مدیرکل کودک و نوجوان سازمان بهزیستی یادآور می‌شود که مدل‌هایی از مهد طراحی شده که در نیمه دوم سال چند نمونه از آنها به صورت پایلوت اجرا می‌شود. واسپاری کودکان به نهادهایی مثل مهدکودک ها، اکنون به یک عادت ثانویه در خانواده های خصوصاً شهری با پایه فرهنگی متوسط، تبدیل شده است. به تناسب رشد این واسپاری، اما امکانات و تجهیزات این مهدها هنوز رشد مطلوبی نداشته است. این نکته را اخبار ناگواری که هر از چندی از مهدها مخابره می شوند، گواهی می دهند. با اینهمه در مقام احصای این مشکلات، نمی توان یک عامل واحد را دخیل دانست. کلاف مشکلات مهدهای کودک ماهیتی چندبعدی دارد و حل آن نیز در گرو همیاری عوامل متعدد است.
 
نوشته شده در شنبه ٤ امرداد ۱۳٩۳ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

 
ناهنجاری های تربیتی جوامع غرب
 

مصطفی فروتن- روانشناس: معمولاً رفتارهای غیر متعارفی که از انسان‌ها سر می‌زند ریشه‌های متفاوتی دارند اما یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین دلایل اختلالات روانی است. بیماری‌های روانی مزمن در کنار برخی موارد دیگر شرایطی را ایجاد می‌کند که یک انسان دست به اعمال غیر متعارفی همچون دزدیدن اعضای بدن مردگان می‌زند.
یکی از عواملی که اثر تشدید کنندگی بر زیرساخت‌های روانی یک فرد دارد اثر مشاهده است. این روزها با گسترش ارتباطات بین‌المللی شاهد اتفاقات نامتعارف بسیاری هستیم. برای مثال در هالیوود، فیلم‌هایی به‌تصویر کشیده می‌شوند که در فرهنگ بسیاری از کشورها نکوهیده است اما تکرار این تصاویر قبح آن را در جامعه از بین می‌برد.
مورد بعدی که بسیار مهم است ناهنجاری‌های تربیتی دوران کودکی است. کودکی که شاهد نزاع‌های مکرر بین پدر و مادرش است شاید در ابتدا فقط تماشاچی ‌باشد اما به مرور این خشونت را به اسباب‌بازی‌هایش و بعد به همسالان خود در محیط زندگی و در مرحله بعد نسبت به اطرافیان نشان می‌دهد.از تأثیر گروه همسالان نیز نباید در این بحث غافل شد. کودکان و نوجوانان بسیاری از رفتارها را تحت تأثیر گروه دوستان انجام می‌دهند.
نکته دیگر بحث برائت قانونی است. بیشتر مجرمان می‌دانند که ارتکاب جرم تحت تأثیر جنون آنی باعث برائت آن‌ها حتی از مجازات قتل می‌شود بنابراین در زمان دستگیری بسیار تلاش می‌کنند که نشان دهند در آن زمان حالت روانی درستی نداشته‌اند.
اما آنچه مسلم است این که اتفاقاتی از این دست بیشتر در ایالات متحده امریکا و کشورهای اروپایی اتفاق می‌افتد که یک نقطه اشتراک دارند و آن هم شعار دموکراسی است.سیاستمدارانی که به‌بهانه نشان دادن آزادی و پاسخگویی به همه مصادیق آزادی درکشورشان از رفتارهای نامتعارف چشم‌پوشی می‌کنند زمینه بروز چنین اقداماتی را فراهم می‌کنند.به‌طور کلی باید گفت هنگامی که فردی به‌هر دلیل حتی ژنتیک به بیماری روانی مزمن مبتلا است اگر هر یک از موارد گفته شده را در کنار بیماری‌اش تجربه کند قطعاً به انسانی با رفتارهای خارج از عرف تبدیل می‌شود. مهم‌ترین راهکار در چنین مواردی توجه والدین به شیوه فرزند پروری و توجه به رفتارهای کودکانشان است.
نوشته شده در چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳ساعت ٧:٢٠ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

یک روانشناس در گفتگو با شفا آنلاین تشریح کرد:
 
شفا آنلاین- یک روانشناس گفت: چشم و هم چشمی به لحاظ داشتن یا نداشتن ابزاری در حیطه مسائل اجتماعی، خانوادگی و حتی متأسفانه در زمینه بیماری های روانی هم به چشم می خورد.

 دکتر مصطفی فروتن در گفتگوی اختصاصی با شفا آنلاین ضمن اعلام این مطلب اظهار داشت: متاسفانه بیماری چشم و هم چشمی به قدری در مملکت ما رسوخ یافته که  برخی افراد به علت چشم و هم چشمی با یکی از اطرافیانشان به دروغ اعلام می کنند افسره اند و آن را به علت خودنمایی، امر مثبتی برای خود تلقی می کنند.

 وی ادامه داد: چشم و هم چشمی در خانم ها به صورت مشتقات ظاهری دیده می شود و در مردان نیز به دنبال تحت تأثیر قرار گرفتن همسرشان؛ به عنوان جو گیری از رفتارهای روانی همسرشان شناخته می شود.

 

پژوهشگر اجتماعی، فقدان یک تعریف اصولی از زندگی- فقدان عزت نفس و نیاز به تعاریف دیگران را از علل مهم چشم و هم چشمی بر شمرد.

 

وی صدمه رسیدن به سلامت فیزیولوژیک بدن را یکی از تبعات مهم چشم و هم چشمی اعلام و تأکید کرد: برای نمونه اقدام به انجام انواع و اقسام جراحی های غیر ضروری به گونه ای است که برخی افراد با افراط در این باره تا مرز از بین بردن خود نیز پیش می روند.

 فروتن ایجاد بحران های اقتصادی و به دنبال آن فقر و همچنین افزایش بستری برای ایجاد آسیب های اجتماعی را از تبعات جدی چشم و هم چشمی اعلام کرد.

 وی تأکید کرد: چشم و هم چشمی به دلیل وجود استرس و حساسیت های منفی و کاذب مانع لذت بردن فرد ونزدیکانش  از زندگی  می شود.  از طرفی هم تعداد رویاهای چنین افرادی  رنگ می بازد و به خاطرات آنها اضافه می شود که این امر منجر به پیری زود رس افراد می شود.

 این روانشناس با اشاره به این که متأسفانه برخی خانواده های ایرانی، فرزند پروری و آئین همسر داری را بلد نیستند هشدار داد: ترغیب آقایان برای چشم و هم چشمی و ایجاد حس تنوع طلبی در آنان به ضرر خانم ها تمام می شود.

به گفته وی تبلیغات رسانه ای ازعوامل اصلی  ایجاد چشم و هم چشمی است که افراد جامعه را به سمت و سوی مصرف گرایی سوق می دهد.

 وی فرهنگسازی، کارشناسی فنی میان عرضه و تقاضا و استفاده از زیر ساخت های رسانه از طریف ایجاد فضاهای اجتماعی با کمک  رسانه ملی را به عنوان راهکارهای مناسبی برای مقابله با چشم و هم چشمی و جلوگیری از تبعات آن دز سطح جامعه اعلام کرد.

http://shafaonline.ir/fa/news/27996/%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%84-%D9%88-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%DB%8C

نوشته شده در چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳ساعت ٧:۱٧ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

 یک روان‌شناس در گفتگو با ایلنا بررسی کرد:

ساکنان ساختمان‌های فرسوده احساس تعلیق می‌کنند
 
«وقتی از زندگی در بافتهای فرسوده صحبت می‌کنیم نباید این تلقی بوجود آید که ساکنان آن منطقه لزوما انسان‌های بدی هستند چرا که ما شاهد حضور و زندگی افراد برجسته‌ای در مناطق قدیمی و بافتهای فرسوده هستیم.»

یک روان‌شناس گفت: زمانبر شدن و فرسایشی شدن احیای بافتهای فرسوده ممکن است اثرات نامطلوبی را بر روی ساکنان این مناطق بگذارد.

مصطفی فروتن در گفتگو با خبرنگار ایلنا با اشاره به اینکه بافتهای فرسوده تاثیرات روان‌شناختی و جدی بر ساکنان این مناطق می‌گذارد گفت: نخستین تاثیر زندگی در بافتهای فرسوده احساس معلق بودن و سردرگمی است به این معنی که افرادی که در بافتهای فرسوده زندگی می‌کنند همواره این احساس معلق بودن را دارند که قرار است از اینجا بروند.

وی افسردگی را از دیگر تاثیرات زندگی در بافت‌های فرسوده اعلام کرد وافزود: پرخاشگکری از واکنشهایی است که از ادامه افسردگی به وجود می‌آید از همین رو ممکن است افراد پرخاشگری در فضای بافتهای فرسوده وجود داشته باشد.
فروتن با اشاره به اینکه مناطق بافتهای فرسوده معمولا فضاهای جرم خیز و آسیب زا هستند افزود: از همین رو در این مناطق افرادی وجود دارند که درگیر آسیب‌های اجتماعی هستند.
فروتن با بیان اینکه فضای تهدید اجتماعی در مناطق بافتهای فرسوده زیاد است افزود: همین مسئله باعث می‌شود که افراد از زندگی در این مناطق احساس نا‌امنی داشته باشند.
این روان‌شناس به تاثیرات جسمی زندگی در بافتهای فرسوده اشاره کرد و افزود: به دلیل قدیمی بودن و فرسوده بودن مناطق اغلب ساکنان مشکلات تنفسی دارند که معمولا این مشکلات تنفسی به دلیل غبار‌ها و گرد و خاک‌های ناشی از ساخت و سازهای جدید و هم غبار کهنگی بنا‌ها و ساختمانهای قدیمی در این مناطق است.
به گفته این روان‌شناس مشکلات پوستی از دیگرتاثیرات زندگی در مناطق با فتهای فرسوده است.
فروتن عدم احساس مطلوب روانی را از دیگر تاثیرات زندگی در بافت فرسوده اعلام کرد و افزود: عدم احساس عزت نفس کافی که همواره این فکر بوجود می‌آید که از نُرم و استاندارد‌های اجتماعی پایین‌تر است از دیگر تاثیرات زندگی در بافت فرسوده است.
این روان‌شناس تاکید کرد: وقتی از فضایی به عنوان بافت فرسوده نام می‌بریم تاثیر رویکرد نظام مهندسی در آن منطقه مد نظر است یعنی منطقه از نظر استحکام، قابلیت بودن ندارد و باید تخریب و نوسازی شود.
وی ادامه داد: وقتی از زندگی در بافتهای فرسوده صحبت می‌کنیم نباید این تلقی بوجود آید که ساکنان آن منطقه لزوما انسان‌های بدی هستند چرا که ما شاهد حضور و زندگی افراد برجسته‌ای در مناطق قدیمی و بافتهای فرسوده هستیم.
فروتن باتاکید بر اینکه تاثیرات نا‌مطلوب زندگی در بافتهای فرسوده ناشی از زمان بر و فرسایشی شدن احیای این بافت‌ها است افزود: طولانی شدن پروسه ساخت و ساز دراین مناطق تاثیرات روانی و رفتاری ممکن است بر روی فرد بگذارد به این معنی که وقتی فرد درجایی زندگی می‌کند که هر روز یک صدای مهیب یا صدای تخریب‌های متوالی، گرد و غباری که ناشی از ماشین‌های باربری و صنعتی که برای خاک برداری استفاده می‌شود معمولا احساس خوبی در افراد ایجاد نمی‌کند.

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=187661

نوشته شده در چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()


Design By : Pichak