متدولوژی زندگی برتر

کویر سرنوشت دریایی است که به آفتاب دل بست...

مصطفی فروتن
روانشناس و محقق علوم رفتاری

بسیاری از مشاوران و روانشناسان، بهترین سن ازدواج را برای دختران 23 تا 26 سال و با میانگین 24 سال می‌دانند. به سخن دیگر وقتی دخترخانمی این سن را می‌گذراند، آمادگی و پختگی لازم برای انتخاب همسر را پیدا می‌کند.
همچنین برای پسران سن ازدواج حدود 25 تا 30 سال و با میانگین 27 سال را ذکر می‌کنند. در پسران هم شبیه دختران این سنین زمانی است که معیارها پخته‌تر شده و فرد از خامی سنین نوجوانی خارج شده و می‌تواند تصمیم درستی را اتخاذ کند.
این درحالی است که ازدواج سن نمی‌شناسد، هر زمان که دختر و پسر به آن پختگی و توانایی جسمی و ذهنی برسند می‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند.
درحقیقت زمانی که فرد توانست به منطق لازم برسد و راه را از بیراه تشخیص دهد آن زمان فرصت مناسبی برای ازدواج او است.
زمانی که فردی رشد فکری لازم جهت انتخاب همسر را نیافته است، نمی‌تواند اقدام به ازدواج کند.
چه بسا قدرت تشخیص مصلحت در ازدواج با فرد مورد نظر را ندارد چرا که رشد فکری پس از بلوغ جسمانی رو به تکامل می‌رود.
پس از بحران‌های بلوغ، فرد استعدادها، توانایی‌ها و امکانات محیطی خود را بهتر می‌شناسد و نسبت به شخصیت خود بیشتر آگاهی می‌یابد.
در نتیجه تصمیماتش بیشتر از عقل نشأت می‌گیرد تا احساساتش.
در کنار این، رشد عاطفی و احساسی از شرایط لازم برای ازدواج است و دارای محاسن و مزایای زیادی است.
رشد عاطفی از مهمترین عوامل موفقیت در زندگی زناشویی است.
فرد برخوردار از رشد عاطفی، مهار احساسات منفی و مثبت خود را در دست دارد. او در ابراز خشم و ترس، گریه و شادی و محبت در محدوده مورد قبول جامعه عمل می‌کند، نه همانند یک کودک.
رشد عاطفی نیز مانند رشد عقلی به سن تقویمی نیست، بلکه به میزان یادگیری، تجارب فرد و از همه مهمتر تعامل عاطفی کودک با والدین و دیگر بزرگسالان آموخته می‌شود. با این حال باید دید دختران و پسران در دوران دبیرستان به این رشد می‌رسند یا خیر؟
با این حال این‌گونه تفکر درباره ازدواج پیامدها و فوایدی دارد. مهمترین فواید این گونه ازدواج‌ها تولید نسل و ازدیاد جمعیت است.
همچنین با افزایش ازدواج در سن پایین شاهد کاهش جرایم اجتماعی خواهیم بود اما این نوع ازدواج احتمالاً پیامدهایش مخرب‌تر و بیشتر است.
مهمترین موضوع سردرگمی خانواده‌ها برای ازدواج جوانان یا نوجوانان‌شان است که نمی‌دانند چه زمانی جوان یا نوجوان‌شان را راهی خانه بخت کنند.
علاوه بر آن مشاجرات زوجین در سنین پایین زندگی زناشویی بسیار زیاد است چرا که بدون آگاهی و توانمندی وارد زندگی زناشویی شده اند و می‌خواهند برای هر موضوعی آزمون و خطا کنند. . همچنین در ازدواج سنین پایین جامعه درگیر سونامی طلاق می‌شود.

http://iran-newspaper.com/?nid=5869&pid=16&type=0

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

مصطفی فروتن، روانشناس و محقق علوم رفتار در گفت وگو با خبرنگار شفقنا زندگی می گوید:«ارتباط جنسی قبل از ازدواج را نباید معطوف به یک جنسیت بدانیم، در بروز چنین رفتاری چندین عامل دخیل هستند. یکی از مشهود تریم عوامل غریزه جنسی است که در دوران بلوغ و پس از آن غلیان های هورمونیک بدن نیاز شدید به رابطه جنسی دارند. از سوی دیگر اتفاقات هیجانی و روان شناختی در این سنین تحت تاثیر سه عامل گروه همسالان، ارتباطات عاطفی و رسانه به این مسئله دامن می زنند.»

بحران عاطفی اصلی ترین آسیب رابطه جنسی زود هنگام در دختران

فروتن، افزود: « یکی از بزرگترین شبهاتی که در رابطه جنسی قبل از ازدواج به آن پرداخته می شود این است که اساسا دختر ها با رویکرد دیگری به مقوله دوستی نگاه می کنند و شاید به همین خاطر باشد که تبعات این نوع روابط برای آنها سنگین تر است. جنس مونث ذاتا به دنبال دلداگی و فانتزی های این گونه روابط است و به همین خاطر به جنس مذکر نزدیک می شود اما در سنین پایین جنس مذکر جز لذت طلبی جنسی به مقوله دیگری فکر نمی کند و این باعث می شود تا وارد رابطه جنسی شوند . رویکرد غالب پسران در رابطه جنسی رویکرد فیزیولوژیکی است در حالی که دختران رویکرد مبتنی بر احساسات دارند به عبارت دیگر یک پسر برای بر طرف کردن حوائج جنسی دست به این کار می زند اما دختر به دنبال گسترش ارتباطات عاطفی است و رابطه جنسی برای او یک بحران عاطفی است و این بحران زمانی پررنگ می شود که فرد با کسی که ارتباط جنسی برقرار کرده دیگر بنانیست با او زندگی کند. »

قبح رابطه جنسی در دختران به علت رویکرد عاطفی آنهاست

این روانشناس در  ادامه به علل پر رنگ تر بودن قبح رابطه جنسی در دختران اشاره می کند و می گوید : معمولا دختران به این مسئله اعتراض دارند که چرا پسران هر کاری کنند ایرادی ندارد اما تا دختر ها کوچکترین حرکتی انجام دهند تبدیل به یک بحران می شود .این قبح فقط در کشور ما وجود ندارد بلکه در اکثر کشور های دنیا وجود دارد و دلیل آن هم ناشی از همین رویکرد عاطفی دختران به رابطه جنسی است چرا که رابطه جنسی در دختر در حقیقت نشان از یک رابطه عاطفی دارد و به همین خاطر لزوم خویشتن داری و التزام عملی در دختران بیشتر مورد تاکید است.»

وی می افزاید :« اگر جامعه دختران به سمت روابط جنسی قیبل از ازدواج حرکت کنند در ادامه نمی توانند با آن احساس لطیفی که باید به زندگیشان نگاه کنند و زندگی را یک تجربه تکراری احساس می کنند و در نهایت کیفیت لازم را که از یک دختر بدوت تجربه جنسی داریم نمی توانیم از دخترانی که تجربه جنسی قبل از ازدواج دارند، داشته باشیم. و در نهایت سر جایی در خواهیم آورد که روابط مثلتی، مربعی و حتی دایره ای شکل می گیرد»

از بین رفتن تعهد، بزرگترین آسیب اجتماعی رابطه قبل از ازدواج

فروتن بزگترین آسیب  اجتماعی رابطه قبل از ازدواج را از بین رفتن تعهد می داند و در ادامه می گوید: وقتی فردی عادت به برقراری ارتباط به یک نفر داشته باشد معمولا معطوف به آن یک نفر نمی شود و تا جایی این عمل ادامه پیدا می کند که فرد برایش هیچ فرقی نمی کند که با چند نفر در رابطه باشد. اما آنچه که در رابطه جنسی در سنین پایین تر خطرناک تر است این است که هر چه سن آسیب پایین تر باشد ماندگاری در اثر پایدارتر است واثرات آن آسیب نهادینه می شود و این پایداری تبدیل به یک صفت در فرد می شود  و دختران و پسرانی که در سنین پایین اقدام به برقراری رابطه می کنند مسلما در بزرگسالی به افرادی تبدیل می شوند بدون محافظ و بدون هیچ چارچوبی و به این روابط مشروعیت می بخشند و هیچ قبحی برای این روابط نمی شناسند و به راحتی به آن اعتراف می کنند.»

پیری زودرس و بداندامی، آثار جسمی رابطه جنسی زودهنگام

فروتن در رابطه به تبعات فیزیولوژیکی این گونه روابط بر سلامت افراد به ویژه دختران می گوید: «نکته ای که در رابطه جنسی زود هنگام به آن اشاره می شود این که برخی روابط در حد رابطه جنسی است و برخی دیگر در حد خیال پردازی است که منجر به بلوغ زدرس می شود و در ادامه بلوغ زودرس منجر به پیری زودرس می شود و در آینده درد های موضعی را بری آنها به همراه خواهد داشت. از سوی دیگر اگر این روابط محافظت شده نباشد علاوه بر ابتلا به بیماری های مقاربتی و ایدز و هپاتیت، پرکاری جنسی، اعتیاد جنسی و خودارضایی می شود که تاثیرات زیادی بر سیستم اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک خواهد گذاشت و چون در سنین رشد رابطه جنسی صورت گرفته تاثیر مهمی در چرخه رشد افراد دارد و باعث بد اندامی و ایجاد اختلالات هورمونیک می شود.»

مشاهده فیلم های پورنو باعث افسردگی های جنسی در بزرگسالی می شود

فروتن تاثیرات رجوع نوجوانان به سایت های پورنو و تبعات آن می گوید: «طبق پژوهش هایی که اخیرا انجام داده ایم یکی از بزرگترین دلایل افسردگی های جنسی در بزرگسالی، مشاهده فیلم های پورنو است در یکی موارد پسر بالغی که بر اساس یکسری اطلاعات غلط برای آموزش به سایت های پورنو ارجاع داده می شود و با دیدن یکسری اصول مکانیکی و فیزیکی با باور این که رابطه جنسی در این مسایل خلاصه می شود در رابطه خود شکست می خورد و دچار افسردگی شدیدی می شود که حتی به کارهای دیگری نیز دست زده بود. نبود مرجع اطلاعاتی موثق، خط قرمز های موجود در جامعه که فقط صورت مسئله را پاک می کند و کمکی به حل مسئله نمی کنند باعث شده تا نوجوانان برای پیدا کردن سوال های خود به سراغ منابع اطلاعاتی مسموم بروند.»

غنی سازی اطلاعات جنسی نوجوانان وظیفه آموزش و پروش

وی در ادامه با اشاره به نقش آموزش و پرورش در آموزش های جنسی می گوید:«نوجوانان نیاز به آموزش هایی دارند که شاید خانواده ها مهارت کافی برای بیان آن مطالب را نداشته باشند در این میان آموزش و پرورش باید با آموزش های تخصصی توسط متخصصین مجرب به غنی سازی اطلاعات جوانان بپردازد تا حداقل از آسیب های بیشتر جلوگیری کنند البته این را باید اضافه کرد که آموزش و پرورش یک نهاد آموزشی است و تربیت اصولی به عهده خانوده هاست.»

نوشته شده در دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()

تحلیل شوک

نویسنده: مصطفی فروتن*

گرفتاری نوجوانان در دام سیگار پدیده مذمومی است که همواره فکر پدران و مادران را به خود مشغول کرده است و علاوه بر نگرانی والدین، مسئولان نهادهای حاکمیت برای حفظ جامعه از آسیب های اجتماعی ناشی از مصرف دخانیات همواره به دنبال راهکارهای جدید هستند. در این راستا از سوی جمعیت مبارزه با موادمخدر موضوعی مبنی بر نفروختن سیگار در محدوده 100 متری مدارس مطرح شده است. این دستورالعمل بی فایده و ناکارآمد نیست و انتقاد از آن شاید بی انصافی هم باشد اما حقیقت این است که حذف عامل فیزیکی هرگز نمی تواند تاثیر مهم یا کلیدی در رفع مشکل داشته باشد.
    در واقع هر چند این دستورالعمل ممکن است تا حدودی به موفقیت برسد اما ما باید به دنبال یک راهکار جامع و مدون باشیم زیرا هنگامی که این آسیب را تجزیه و تحلیل می کنیم متوجه می شویم که علاوه بر خود شخص، خانواده یا اطرافیان وی و همچنین جامعه و... نیز درگیر آن خواهند بود. بنابراین آسیب شناسی استعمال دخانیات توسط نوجوانان بسیار ضروری است. در این آسیب شناسی مهم ترین دلیل تمایل به استفاده از سیگار توسط نوجوانان، زیرساخت خانوادگی عنوان شده است. فقر فرهنگی و اقتصادی، کم سوادی والدین و چالش های داخلی خانواده، همه و همه دست به دست هم می دهند تا نوجوان به سمت سیگار گرایش پیدا کند.از سوی دیگر بسیاری از والدین توقع زیادی از مدارس و صدا و سیما دارند و معتقدند این وظیفه مدارس و آموزش و پرورش است که نوجوان را با معایب استعمال سیگار آشنا کنند و آنها تصور می کنند بیشتر اتفاقات و آموزش ها باید در مدارس صورت گیرد زیرا فرزندشان روزانه 4 یا 5 ساعت را در مدرسه می گذراند اما حقیقت این است که علاوه بر مدرسه نباید از نقش اساسی خانواده و نهادهای حاکمیت چشم پوشی کرد. خانواده ها باید اطلاعات لازم را در اختیار فرزندشان قرار دهند اما متاسفانه دیده می شود که پدر و مادر فقط هشدار می دهند و خودشان هم اطلاعات لازم برای این مفاهیم را در اختیار ندارند. پدر و مادر باید بدانند فرزند آنها همان کسی می شود که آنها هستند نه آن چیزی که آنها می خواهند.اتخاذ سیاست های منطقی – تشویقی برای فروشندگان و افرادی که با تجارت دخانیات سروکار دارند برای نفروختن سیگار به نوجوانان می تواند راهگشا باشد.

در حال حاضر برخی فروشگاه ها از فروش سیگار به نوجوانان زیر 18 سال امتناع می کنند، هر چند این یک قانون نیست اما آنها داوطلبانه این کار را انجام می دهند. ساختمان هایی که هنگام ورود با تابلو ساختمان بدون سیگار مواجه می شوید، هم نمونه ای از فرهنگ سازی است که جای قدردانی و تشویق دارد.البته از سیاست تنبیهی و برخورد با گروه هایی که باعث ترویج این پدیده مذموم و سقوط جامعه در باتلاق های این آسیب اجتماعی می شوند نباید غافل شد.رسانه نیز اثر مهمی در فرهنگ سازی دارد. رسانه های مهاجم یا ماهواره ها رویکرد مشخصی دارند اما رسانه های داخلی هم کاملاً موفق نیستند و باید با اصلاح رویه خود و برنامه های کارشناسی شده برای رفع مشکل تلاش کنند.

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط نام آوران نظرات ()

تحلیل شوک 
نویسنده: مصطفی فروتن*

بسیار پیش آمده که شاهد رفتارهای پرخطر رانندگان در خیابان های شهر یا اتوبان ها باشیم و با دیدن این مناظر دچار دلهره و اضطراب شده و دقایق یا حتی ساعاتی روحمان آزرده شود.
    متاسفانه در مشاهده رانندگی افراد در شهرهای بزرگ با تیپ های متفاوت رانندگان مواجه می شوید.
    گروهی عصبی هستند و گروه دیگر آرام، دسته ای سریع و منفعل و گروه دیگر بدون توجه و دقت رانندگی می کنند و در نهایت گروهی نیز به صورت طبیعی در سطح شهر رانندگی می کنند.
    در حقیقت یکی از دلایل این تنوع برگرفته از تیپ های شخصیتی افراد است و دلیل دیگر به متغیرهای روانی برمی گردد. برای مثال نمی توان از شخصی که در خانه یا محیط کار دچار امواج روانی است یک رانندگی طبیعی انتظار داشت اما بسیار دیده شده است گروهی که رانندگان آرامی هستند در اثر ترافیک، کمبود زمان، نامساعد بودن مسیرها یا جاده های درون شهری با سرعت زیاد مرتکب تخلفات رانندگی می شوند.
    گاهی نیز قوانین، فضا را برای قانون شکنی راننده ها مهیا می کند. در هر صورت تفاوتی ندارد که به کدام دلیل شخصیتی یا قوانین اجتماعی خطا روی می دهد. مهم این است که رانندگی یک فعل اجتماعی با دو جنبه امنیتی و اجتماعی است.

    بنابراین هر تخلفی که در رانندگی فرد صورت گیرد به صورت ناخودآگاه و خودآگاه تاثیرات خود را علاوه بر راننده و خانواده وی روی افراد جامعه نیز باقی خواهد گذاشت.
    بنابراین بررسی و ارائه راهکارهای مناسب می تواند جامعه را از آسیب های بیشتر نجات دهد.
    در بحث راهکارها نخستین حوزه ای که باید به آن اشاره کرد حوزه پلیس راهنمایی و رانندگی است.
    این حوزه با دو رویکرد می تواند تا حدودی مانع تخلفات رانندگی شود، ابتدا اقدامات پیشگیرانه که معطوف به رانندگان بدون گواهینامه است و در آن آموزش بسیار مهم به نظر می رسد.
    باید گفت رانندگی به دلیل بعد اجتماعی امری بسیار خطیر است بنابراین برای آموزش دقیق و کاربردی باید زمان کافی بگذارند، این دوره ها می تواند برای رانندگانی که می خواهند گواهینامه خود را تمدید کنند نیز برگزار شود و آنها در فضای آموزشی مدون و کاربردی قرار گیرند.
    اقدام دیگر اینکه به انضمام آموزش های علمی و عملی، تست های روانی نیز از داوطلبان گواهینامه گرفته شود. افراد منفعل و انسان هایی که درگیر اختلالات روانی هستند نباید و نمی توانند گواهینامه بگیرند.
    در این زمینه بازنگری متناوب بسیار مهم است. از سوی دیگر قوانین نیز باید به صورت موضوعی و متناوب به روزرسانی شود. در حوزه اجتماعی نیز نهادهای آموزشی باید از همان زمان آموزش ابتدایی یعنی از مهدکودک تا هنگامی که فرد وارد جامعه می شود آموزش خود را ادامه دهند البته رسانه ها در فرهنگ سازی نیز بسیار مهم هستند. در بحث ارزیابی و بررسی کیفیت وسایل نقلیه نیز باید دقت زیادی داشته باشند و ارزیابی کمی و کیفی جاده ها و خیابان ها نباید فراموش شود. در نهایت حوزه فردیت است که بسیار مهم به نظر می رسد.
    بنابراین تلاش فردی و انگیزه برای رانندگی صحیح جنبه فردی نیز دارد.

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3100849

نوشته شده در سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ توسط نام آوران نظرات ()


Design By : Pichak